السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
133
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
127 - ( 5 ) در كتاب دعائم الاسلام از امام صادق عليه السلام از پدرش از نياكانش روايت مىشود كه : « پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : هر كس كالايى را تا مدت نامشخص يا به قيمت نامعلوم بفروشد ، معاملهاش معامله نيست ! » ارجاعات مىآيد : در روايات دو باب بعدى ، مناسب با اين بحث خواهد آمد . در روايت دوم از باب چهلم فرموده امام عليه السلام كه : « من پول آن را همراه ندارم ! مرد عرب گفت : من تا وقتى به دست آورى به تو مهلت مىدهم ! على عليه السلام فرمود : به چه مبلغى اى مرد عرب ؟ اعرابى گفت : به صد درهم ! على عليه السلام فرمود : آن را بگير ، اى حسن ! » در روايت چهاردهم از باب يكم از بابهاى خيار فرموده معصوم عليه السلام كه : « هرگاه خريدار و فروشنده با هم شرط نكنند ، قيمت آن نقد است . » باب 30 جواز خريد همان كالاى فروخته شدهء نقدى يا نسيهاى 128 - ( 1 ) بشار بن يسار گويد : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : مردى كالايى را نسيه مىفروشد . آيا مىتواند همان را از خريدار دوباره بخرد ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى ! اشكال ندارد . گفتم : آيا كالاى خودم را بخرم ؟ امام عليه السلام فرمود : آن كالاى تو و گاو تو و گوسفند تو نيست ! » 129 - ( 2 ) حسين بن منذر گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : شخصى نزد من مىآيد و از من درخواست عينه « 1 » مىكند . من كالايى را با سود برايش مىخرم ، سپس آن را به وى مىفروشم و آنگاه آن را در همان جا از وى مىخرم . امام عليه السلام فرمود : هر گاه او بخواهد بفروشد و بخواهد نفروشد ، مختار است و تو نيز اگر بخواهى بخرى و اگر بخواهى نخرى ، مختارى و اشكال ندارد .
--> ( 1 ) . فروختن كالايى به ديگرى و خريدن آن از وى مجدداً يا خريدن كالاى مورد نياز كسى نقداً و فروختن آن به وى به صورت نسيه - م .