السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
131
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
باب 29 جواز بيع نسيه 123 - ( 1 ) احمد بن محمد گويد : « به امام موسى بن جعفر عليهما السلام گفتم : من تصميم گرفتهام به برخى مناطق كوهستانى مسافرت كنم . امام عليه السلام فرمود : مردم چارهاى ندارند كه در اين سال مسافرت كنند . گفتم : فدايت شوم ! اگر ما نسيه بفروشيم ، سود بيشترى مىبريم ! امام عليه السلام فرمود : به آنها تا زمان يكسال به فروش ! گفتم : تا دو سال چطور ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى ! گفتم : تا سه سال چطور ؟ امام عليه السلام فرمود : نه ! » احمد بن محمد ابنابىنصر در بخشى از يك حديث مىگويد : « به امام رضا عليه السلام گفتم : فدايت شوم ! كوفه مرا نابود كرده است و ما از نظر معيشت در فشار هستيم و روزى ما در بغداد است و اين كوه درِ روزى را بر مردم گشوده است ! امام عليه السلام فرمود : اگر قصد مسافرت به آنجا را دارى ، برو ! زيرا سال سخت و پرآشوبى است و مردم از معاش خود راه گريزى ندارند ، پس طلب روزى را رها نكن ! گفتم : فدايت شوم ! آنها گروهى توانگر و خوشگذران هستند و ما مىتوانيم صبر كنيم . آيا اجناسمان را به مدت يكسال به آنها بفروشيم ؟ امام عليه السلام فرمود : به آنان به فروش ! گفتم : تا دو سال چطور ؟ امام عليه السلام فرمود : به آنان به فروش ! گفتم : سه سال چطور ؟ امام عليه السلام فرمود : براى تو چيزى بيش از سه سال نيست ! » 124 - ( 2 ) قطب راوندى در كتاب لبّ اللباب روايت مىكند كه : « امير مؤمنان عليه السلام روزى با پنج درهم از خانه بيرون آمد . نيازمندى به وى برخورد كرد و امام عليه السلام پنج درهم را به وى داد و به راه خود ادامه داد تا به عرب بيابانگردى سوار بر شتر برخورد نمود . مرد عرب به امام عليه السلام گفت : اين شتر را از من بخر ! امام عليه السلام فرمود : پول آن را ندارم ! مرد عرب گفت : نسيه بخر ! على عليه السلام شتر را به صد درهم خريد . پس از آن شخص ديگرى با امام عليه السلام برخورد كرد و شتر را صد و پنجاه درهم نقد خريد . امام عليه السلام صد درهم از آن را به صاحب شتر پرداخت و با پنجاه درهم به خانه آمد . فاطمه عليها السلام از وى دربارهء آن پول سؤال كرد . امام عليه السلام فرمود : با خدا معامله كردم . من يكى دادم و خداوند به جاى آن ده تا به من داد ! » 125 - ( 3 ) در كتاب دعائم الاسلام آمده است كه : « على عليه السلام در ربذه يك شتر را با چهار شتر با ضمانت معامله كرد و شترى به نام عصيفير را در برابر بيست شتر نسيهء مدتدار فروخت . » 126 - ( 4 ) در كتاب العوالى از ابن عباس روايت مىشود كه : « پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : تا زمان دِرو و خرمنكوب معامله نكنيد بلكه تا ماه معلوم . »