السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
1093
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
باب 9 حكم يافتن گوسفند ، چهارپا ، شتر و آنچه مىدانيم صاحبش مباح كرده است 1813 - ( 1 ) حلبى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « شخصى نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ! من گوسفندى يافتم . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : آن يا مال توست يا مال برادرت يا مال گرگ . آن مرد گفت : من شترى يافتم . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : كفش و مشك آبش همراه آن است . كف پايش كفش اوست و شكنبهاش مشك آب آن است ، پس آن را آشفته و مضطرب نكن . در گزارش ديگرى از اين حديث ، پس از : « يا مال گرگ است » آمده است : « چقدر دوستداشتنى است ، نگه داشتن آن . » و در گزارش ديگرى اين حديث از على عليه السلام از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده است . 1814 - ( 2 ) معاوية بن عمار از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « شخصى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دربارهء گوسفندِ گمشده در بيابان سؤال كرد . آن حضرت به وى فرمود : آن يا مال توست يا مال برادرت يا مال گرگ و چقدر دوستداشتنى است برداشتن آن . « 1 » و از شتر گمشده سؤال شد . پيامبر اكرم عليه السلام فرمود : تو با آن چه كار دارى ؟ شكمش ظرف غذايش است و كف پاهايش كفشهايش و شكنبهاش مشك آبش ، آن را رها كن . » در كتاب فقه الرضا آمده است : « از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دربارهء شتر گمشده سؤال شد . پيامبر صلى الله عليه و آله به سؤال كننده فرمود : تو با آن چه كار دارى ؟ كف پايش كفش آن است و شكنبهاش مشك آبش ؛ [ پس ] آزادش گذار . » 1815 - ( 3 ) على بن جعفر گويد : « از برادرم امام موسى بن جعفر عليه السلام سؤال كردم : شخصى در صحرا گوسفندى را مىيابد . آيا براى وى حلال است ؟ امام عليه السلام پاسخ داد : پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : آن يا مال توست يامال برادرت يا مال گرگ . آن را بگير و در محلى كه آن را يافتهاى ، اعلام كن . پس اگر شناخته شد ، آن را به صاحبش تحويل مىدهى و اگر شناخته نشد ، آن را بخور و اگر صاحبش به سراغ آن آمد ، تو ضامن پرداخت بهاى آن هستى . » در كتاب دعائم الاسلام نيز اين حديث از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده است .
--> ( 1 ) . مرحوم علامه مجلسى قدس سره به نقل از پدرش اين گونه برداشت كرده كه معنى اين جمله اين است : « من دوست ندارم به آن دست بزند » ؛ آنگاه به آن اشكال كرده كه اين با جملهء : « آن مال توست » ناسازگار است و به توجيه آن پرداخته است . ملاذ الاخيار 10 / 437 .