محمد تقي المجلسي (الأول)

80

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

خواهى بود و عمل كن از براى اخرت خود گويا كه خواهى مرد فردا و حضرت رسالت ص فرموده اللّهمّ بارك لامتى فى بكورها يعنى بار خدايا بركت ده امّت مرا در اوّل روز چون كسى حاجتى خواهد بايد كه در صباح بان متوجّه شود و بشتاب رود بسوى ان فصل دوّم در احكام كسب معاش و ان پنج قسم است واجب و ان گاهى است كه قوت خود و عيالش موقوف بر ان باشد و او را طريقى ديگر نباشد غير از كاسبى و سنّت است و ان انست كه از براى فراخى معاش باشد بر عيالان خود و صدقه بر محتاجان و مباح و ان گاهى است كه از ان مستغنى باشد و ضررى در ان نباشد و مكروه و ان انست كه بر وجهى باشد كه اجتناب از ان بهتر باشد همچو صرافى و فروختن كفن و طعام و بنده و صنعت ذبح حيوانات و زرگرى و حجامت با شرط انكه چه ستاند و جولاهى و اجرت نر بر ماده جهانيدن و اجرت تعليم قران و نوشتن و تجارتيكه به دريا بايد نشست و خصى كردن حيوانات و معامله با ظالمان و دونان و فرومايگان و گردان و صاحبان افة و علّة و ذمّيان و حرام و ان پنج نوع است اوّل فروختن چيزهاى نجس ذاتى همچو خمر و نبيذ و فقاع و مرده و سگ كوچه و خوك يا نجس شدهء كه پاك نتوانكرد مثل انچيزيكه روانست غير از روغن روان از براى سوختن نه در خانه و زير سقفى و همچنين حرام است فروختن بول و سرگين غير از بول شتر از براى شفا و جائز است بيع نجس شده كه طهارت توان داد به شرط انكه خبر كند كه نجس است و همچنين جائز است بيع كلب صيد و گله و زراعت و خانه و اجارهء ان دوّم فروختن چيزى كه مقصود از ان فعل حرامى باشد همچو الات قمار و بازى و بت و چليپا و فروختن سلاح باعداى دين و اجاره دادن دكان و خانه از براى خمر و نبيذ و مانند ان و الاغان از براى كشيدن ان و فروختن انگور از براى انكه خمر كنند و چوب را كه بصنم و الات قمار و بازى تراشند و مكروه است به كسى فروختن كه اين عملها دارد سوّم فروختن چيزى كه هيچ نفع ندارد همچو بوزينه و خرس و سنگ پشت و جعل و كرم و مانند ان چهارم فعلى كه حرام است همچو تراشيدن صورتهاى مجسم و سرود و همراهى ظالمان به حرام و نگاه داشتن كتاب اهل ضلال و نوشتن ان مگر از براى حجّت و ابطال ان و هجو مومنان و اموختن سحر و كاهنى و قيافه و شعبده و قمار پنجم اجرت بر فعلى كه واجب است كردن ان همچو شستن مرده و كفن كردن و دفن كردن و همچنين اجرت بر اذان گفتن و پيشنمازى كردن و جائز است مؤذّن و قاضى را چون احتياج داشته باشد و متعيّن نباشد و كاتب و قاضى و معلّم قران و ادب را كه معاش از بيت المال ستانند و همچنين جائز است اجرت بر عقد نكاح و قاضى شدن از قبل سلطان عادل و از قبل ظالم چون داند كه امر معروف و نهى منكر ميتواند كرد يا انكه اكراه كند و جائز است ستدن انچه ظالم باسم زكات يا خراج از زمينها مىستاند و اگر چه مالك معلوم باشد فصل سوّم سنّت است تاجر را دانستن مسائل كه تعلّق بخريد و فروخت دارد و چون چيزى ميخرد سه بار تكبير بگويد و شهادتين را و چون در بازار ميرود ايندعا بخواند اللّهمّ انّى اسئلك من خيرها و خير اهلها و اعوذ بك من شرّها و شرّ اهلها و چون بنشيند شهادتين بگويد و صلوات بر نبى و ال فرستد و بگويد اللّهمّ انّى اسئلك من فضلك حلالا طيّبا و اعوذ بك من ان اظلم و اظلم و اعوذ بك من صفقة خاسرة و يمين كاذبة و چون چيزى