محمد تقي المجلسي (الأول)
72
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
و سنّت است بودن در منى ايّام تشريق و تكبير گفتن بعد از پانزده نماز اوّل ان ظهر روز عيد و صورت تكبير اين است كه اللّه اكبر اللّه اكبر لا إله الّا اللّه و اللّه اكبر اللّه اكبر الحمد للّه على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا و رزقنا من بهيمة الانعام پس برود هر جا كه خواهد و سنّت است كه به مكه رود از براى طواف وداع بعد از انكه شش ركعت نماز بگذارد در مسجد خيف كه در منى است پيش مناره كه در ميان انجا است و همچنين پيش قبلهء او بقريب سى گز و دست چپ و دست راست او شش ركعت بگذارد و در اندرون خانهء كعبه رود خصوصا كسى كه حج اوّل او باشد و در ميان هر دو اسطوانه نماز بگذارد و بر رخامهء سرخ دو ركعت نماز بگذارد در ركعت اوّل الحمد و حم سجده بخواند و دعا كند و اركانرا در بر گيرد خصوصا ركن يمانى و مستجار و اب از چاه زمزم بخورد و از باب جناطين بيرون رود و دعا بخواند و سجود كند روى به قبله و بيكدرهم خرما بخرد و صدقه نمايد و قصد باز گشتن كند به مكه و بمعرس فرود ايد كه بر راه مدينه است و در انجا دو ركعت نماز بگذارد و مكروه است به مكه مجاور بودن و مجاور را طواف فاضلتر از نماز سنّت است باب نهم در احوال كسى كه بسبب دشمن يا مرض به مكه يا به عرفات و مشعر نميتواند رسيد بعد از انكه احرام گرفته به حج يا عمرهء اوّل كسى كه بسبب دشمن باينجاها نميتواند رفت و او را هيچ راهى ديگر نباشد به غير از انكه دشمن بسته يا انكه نفقهاش به ديگر راهها وفا نكند بجهة دورى پس نيّت حلال شدن كند و هدى را بكشد و اگر راهى ديگر باشد و نفقهء داشته باشد واجب است كه بان راه برود و اگر چه خوف فوت حج ميرود تا فوت حج محقق گردد پس حلال شود بعمرهء مفرده و واجب باشد در قضا سال اينده گاهى كه حج واجب باشد و الّا قضا سنّت بود و همچنين است كسى كه عمره گرفته باشد و به مكه نتواند رسيد ليكن قضاى ان بعد از رسيدن باشد و هدى قران از براى حلال شدن كافيست و بى هدى حلال شدن ميسّر نيست پس اگر عاجز باشد از هدى و بهاى ان بر احرام باقى ماند و حلال نشود و واجب نيست محاربه با دشمن و اگر چه غالب سلامتى باشد و اگر بمال كه بدشمن بدهد رفتن ميسّر شود و او قادر باشد بر ان اولى انست كه بدهد و بعد از انكه حلال شده و عدو بر طرف شده و وقت حج باقى باشد واجب است كه حج كند و كسى را كه حبس كردهاند بر دينى يا حقى و او قادر است بر اداى ان ممنوع نيست و اگر قادر نباشد بر اداى ان يا محبوس بر غير حق باشد او را حكم ممنوع باشد و اگر صبر كند تا حج فوت شود جائز نيست حلال شدن بهدى بلكه بعمرهء مفرده حلال شود و كسى كه بانجا بسبب مرض نميتواند رسيد بفرستد هدى قران را يا هدى ديگر را يا بهاى انرا بمنى اگر احرام به حج گرفته باشد و به مكه اگر احرام بعمره گرفته باشد و بر احرام باقى باشد تا هدى بانجا برسد پس حلال شود بتقصير از هر چيز الّا از زنان كه تا حج قضا كند در سال اينده و طواف نسا كند اگر واجب بوده باشد يا انكه از قبل او طواف نسا كند اگر سنّت بوده باشد و اگر از مرض به گردد و مشعر را دريابد تمام كند حج خود را و الّا حلال شود بعمرهء مفرده و قضا كند در سال اينده بر سبيل وجوب اگر واجب بوده باشد و الّا بر سبيل سنّت و كسى كه عمره گرفته چون حلال شود قضا كند هر گاه كه تواند و حكم ممنوع ندارد كسى كه به سنگ انداختن جمرها نميتواند رفت يا ذبح نميتواند كرد يا شب در منى نميتواند بود زيرا كه حج او صحيح است و نائبى بفرستد از براى سنگ انداختن و ذبح كردن و اگر در نيّت احرام شرط كرده باشد حلال شدن