محمد تقي المجلسي (الأول)

7

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

سخن گفتن مگر ذكر خداى تعالى و اية الكرسى و خوردن و اشاميدن و با خود داشتن چيزى كه در ان نام خدا باشد و سنّتست كه چون بخلا ميرود پاى چپ در پيش نهد و ايندعا بخواند كه بسم اللّه و باللّه اعوذ باللّه من الرّجس النّجس الخبيث المخبث الشّيطان الرّجيم و چون استنجا كند بگويد اللّهمّ حصّن فرجى و استر عورتى و حرّمها على النّار و وفّقنى لما يقرّبنى منك يا ذا الجلال و الاكرام پس از جاى خود برخيزد و دست بر شكم مالد و بگويد الحمد للّه الّذى اماط عنّى الاذى و هنانى طعامى و شرابى و عافانى من البلوى و چون بيرون مىايد پاى راست در پيش نهد و بگويد الحمد للّه الّذى عرّفنى لذّته و ابقى فى جسدى قوّته و اماط عنّى اذاه يا لها نعمة لا يقدر القادرون قدرها فصل پنجم در احكام وضو و ان شرطست در نماز و صحيح نيست هيچ نمازى از واجب و سنّت بى ان و واجبست از براى نماز چنان كه گذشت و طواف خانهء كعبه و دست بر نوشتهء قران نهادن اگر واجب باشد و سنّتست از براى برداشتن قران و نماز مرده و طلب حاجت و زيارت قبرها و خواندن قران و مهيّا بودن از براى نماز پيش از وقت و خواب كردن جنب و جماع كردن محتلم و غاسل مرده و ذكر گفتن زن حائض و تازه ساختن وضو و بودن هميشه بر طهارت و باطل مىشود وضو به بول و غايط و باديكه از محلّ معتاد بيرون ايد و خوابيكه بر چشم و گوش غلبه كند كه نبيند و نشنود و مستى و بيهوشى و ديوانگى و استحاضهء اندك و بهرچه غسل واجب شود كه انحيض است و نفاس و استحاضهء كثيره و متوسّطه و سائيدن بر مردهء ادمى سرد شده و ناشسته و جنابت و مردن ادمى و بجنابت وضو باطل مىشود و امّا واجب نميگردد و چون غسل كند احتياج بوضو نباشد و همچنين مرده را بعد از غسل وضو واجب نيست و به باقى ديگر وضو واجب مىشود و اگر چه غسل واجب مىشود و اگر كسى بيقين داند كه حدث كرده و شك كند كه بعد از ان وضو ساخته يا نه وضو را اعتبار نكرده طهارت كند و اگر وضو را بيقين داند و شك كند كه بعد از ان حدث كرده يا نه حدث را اعتبار نكند و احتياج بطهارتى ديكر نباشد فصل ششم در كيفيّت وضو و در ان هفت چيز واجبست اوّل نيّت و ان قصد معنى اينعبارتست كه وضو مىكنم از براى برداشتن حدث تا نماز كردنم روا باشد واجب تقرّب به خدا و در وضو سنّت بجاى واجب سنّت كويد و اگر از براى برداشتن حدث نكويد يا انرا گفته تا نماز كردنم روا باشد و ليكن هر دو عبارت را ترك نتوانكرد و اگر وضو نه از براى برداشتن حدث و روا بودن نماز باشد بلكه از براى امرى ديگر باشد مثل خواب جنب يا ذكر كردن حائض يا تازه ساختن وضو انهر دو عبارت را ذكر نكند و سبب وضو را ذكر كند مثلا وضو ميكنم تا خواب كردنم يا ذكر كردنم روا باشد سنّت تقرّب به خدا يا تجديد وضو ميكنم سنّت تقرّب به خدا و حدث چيزيرا گويند كه بسبب بول و غايط و امثال ان حاصل شود كه با وجود ان نتوان نماز كردن و واجب است كه اخر نيّت را پيوسته دارد بشستن اوّل روى و بر حكم نيّت باشد تا فارغشود از