محمد تقي المجلسي (الأول)

46

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

از عهده بيرون ايد و اگر نتواند كه بدهد و تلف شود برو چيزى نباشد و اگر به عامل دهد و در دست او تلف شود برو چيزى لازم نگردد و اگر كسى بميرد و بر مال او زكات و دين باشد زكات را مقدّم دارند و بر كافر اگر چه زكات واجب است ليكن ازو درست نيست و بعد از اسلام ساقط گردد باب دوّم در شرط زكات حيوانات سه گانه و انچهار است اوّل حول و ان بگذشتن يازده ماه تمامست و به رسيدن ماه دوازدهم زكات واجب ميگردد و بايد كه تمامى حول شرايط وجوب زكات باشد پس اگر در اثناى حول قصورى پيدا كند و ديگر به حال خود ايد حول از سر گيرد و ابتداى حول نتاج از انزمان باشد كه از مادر جدا شوند و بچريدن سير شوند و اگر كسى را چهار شتر مدّتى باشد و بيكى نتاج ايد بعد از انكه نتاج از شير باز ايستد اعتبار حول بر پنج نمايد و اگر كسى را پنجشتر باشد ششماه و بعد از ان مالك پنجشتر ديگر گردد بعد از اتمام حول پنج اوّل گوسفندى بدهد و بعد از حول پنج دوّم گوسفندى ديگر و اگر مالك چهل گوسفند باشد مدّتى و بعد از ان مالك چهل ديگر شود باينملك دوّم چيزى واجب نگردد و اگر مسلمان مرتد گردد ورثه او حول از سر گيرد دوّم چريدنست در تمامى حول پس زكات نباشد در حيوانى كه علفه دهند و اگر چه زحمتى و خرجى نداشته باشد و بعلفه دادن يك لحظه يا يكروزه يا دو روزه اعتبارى نيست و اگر بيشتر علفه دهد اعتبار اسم نمايند كه انرا گوسفندى علفى ميگويند يا گوسفند چرا بر تقدير دوّم زكات ستاند نه اوّل و شيخ ابى جعفر طوسى گفته هر كدام كه بيشتر باشد اعتبار نمايند اگر بيشتر چريده باشد زكات واجب گردد و فرقى نيست ميان انكه مالك يا غير مالك باذن او يا بىاذن او علفه دهد و ميان انكه خود علفه بخورد و ميان انكه مانعى باشد از چريدن يا نه سوّم انكه از براى كار نباشد پس در گاو و شتر كار زكات واجب نباشد و اگر در بعضى حول كار كند اعتبار اسم نمايند كه انرا گاو كار ميگويند يا نه چهارم نصابست و هر يكرا نصابهاست امّا شتر دوازده نصاب دارد اوّل پنج و در ان يك گوسفند است دوّم ده و در ان دو گوسفند است سوّم پانزده و در ان سه چهارم بيست و در ان چهار پنجم بيست و پنج پنج گوسفند زكات باشد ششم بيست و شش بنت مخاض واجب گردد و انشتر ماده‌ايست كه يكسال تمام نموده باشد هفتم سى و شش و در ان بنت لبون زكات باشد و انشتر ماده‌ايست كه دو سال تمام كرده باشد هشتم چهل و شش و زكات ان حقه است يعنى شتر ماده سه سال تمام كرده نهم شصت و يك و زكات ان جذعه است يعنى شتر مادهء چهار سال تمام كرده دهم هفتاد و شش و زكات ان دو بنت لبونست يازدهم نود و يك و زكات ان دو حقه است دوازدهم يكصد و بيست و يك سه بنت لبون باشد و يكصد و سى و يكحقه و دو بنت لبون و يكصد و چهل دو حقه و يكبنت لبون و دويست و چهار حقّه باشند يا پنج بنت لبون و مالك مخيّر است هر كدام كه خواهد بدهد و زكاتى نيست در كمتر از پنج و در انچيزيكه ميان نصابهاست و انرا شنق خوانند مثلا در نه شتر زكات يك گوسفند است و در چهار زيادتى به هيچ نباشد و در يكصد و بيست دو حقه و از براى بيست و نه هيچ نباشد و اگر از نه شتر چهار فوت شود از زكات چيزى كم نگردد و گوسفنديكه در زكات شتر ستانند بايد كه از ميشنه كمتر از جذع نباشد يعنى هفتماهه و از بزينه