محمد تقي المجلسي (الأول)

43

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

داند كه بكجاست و در بازگشتن چون قصد مسافت داشته باشد تقصير نمايد و همچنين تقصير نكند كسى كه قصد شهرى دور كرده و در نيّت او چنانست كه هرگاه مطلوب خود را بيابد بازگردد و اگر باكراه سفر كند و معلوم باشد مقصد او با هميشگى اكراه تقصير كند و اگر مقصد معلوم نداشته باشد يا خواهد كه بگريزد چون مجال يابد تمام كند و كسى كه تابع است همچو زن و بنده و خادم قصد او قصد متبوع است سوّم راه رفتن است و به مجرد قصد سفر تقصير نكند و شرط نيست كه باخر مسافت برسد بلكه چون ديوار شهر نه بيند و اذان نشنود تقصير كند و اگر شهر بر بلندى واقع باشد يا پستى قياس كند بر ديگر شهرها و اگر شهرى بزرگ باشد و انرا محلها باشد ملاحظهء ديوار محلّهء خود نمايد و اگر بعد از پنهان شدن اينهر دو بايستد بجهة انتظار رفيقان يا بجهة مانعى ديگر قصر كند مادام كه بر نيّت سفر باشد چهارم انكه سفر او بريده نگردد بيكى از چهار چيز اوّل بنيّت اقامت ده روز در جائى دوّم به رسيدن بمنزليكه او را ملكى باشد در انجا و بعد از ملكيّت ششماه اقامت نموده باشد و اگر چه به چند نوبت بوده باشد سوّم رجوع از نيّت سفر پيش از مسافت چهارم توقّف در شهرى يا منزلى ده روز يا مدّت يك ماه پس اگر در منزلى نيّت اقامت كند ده روز نماز را تمام كند مادام كه در انجا باشد و اگر چه رجوع كند از ان نيّت چون نمازيرا به تمام گذارده باشد يا ترك كرده تا كه وقتش گذشته و اگر در منزلى توقّف نمايد و نيّت اقامت نكند تا بيكماه قصر كند و بعد از ان تمام كند و اگر چه يكنماز باشد و اگر در اوائل سفر نيّت اقامت منزل داشته باشد ده روز يا او را در راه ملكى باشد به شرط مذكور در راه قصر كند و اگر هشت فرسخ باشد و الّا تمام كند و بعد از ان اعتبار مسافت نمايد از انجا اگر سفر كند و اگر كسى را در راه چند ملك باشد به شرط مذكور ميان هر دو ملك كه هشت فرسخ باشد قصر كند و اگر كمتر باشد تمام نمايد پنجم انكه سفر مباح باشد پس كسى كه بجهة دزدى يا قصد اذيت كسى بناحق يا بتجارت حرام يا بگريختن از خواجه يا بخلاف امر والدين در غير سفر واجب يا بلهو و طرب يا به خدمت و همراهى ظالم بجهة ظلم و مانند ان سفر كند قصر نكند و كسى كه صيد كند بجهة قوّت خود و عيال يا بجهة تجارت يا صدقه نه بجهة لهو و طرب قصر نمايد و اگر در اثناى سفر از نيّت معصيت بازگردد و قصد امرى مباحى كند قصر كند اگر از انجا تا به مقصد مسافت هشت فرسخ باشد و اگر در اثناى سفر مباح قصد معصيتى كند تمام نمايد ششم انكه سفر او بيشتر از حضر نباشد همچو مكارى و ملاح و پيك و شبان و تاجر و مانند ايشان و كثرت سفر بان حاصلميشود كه سه بار سفر كند و در شهر خود ده روز بهيچوجه و در شهر ديگر ده روز با نيّت اقامت نباشد و اگر يكى از ايشان ده روز در شهر خود يا غير شهر خود با نيّت اقامت اقامت نمايد بعد از ان در سفر اوّل قصر كند هفتم انكه سفر در تمامى وقت نماز باشد پس اگر از وقت نماز چندان گذارد كه طهارت توانكرد و نماز گذارد نگذارده سفر كند ان نماز تمام گذارد و اگر از سفر ايد و از وقت و قدر طهارت و يكركعت باقى بود هم تمام كند و همچنين نمازى كه در حضر فوت شده در سفر به تمام قضا كند بخلاف نمازى كه در سفر فوت شده انرا بقصر قضا كند و اگر مسافر دانسته عمدا تمام كند باسر گذارد در وقت و بيرون وقت و اگر بسهو تمام گذارد در وقت باسر گذارد و اگر حكم را نداند درست باشد و اگر مسافرى كه نيّت اقامت ده روز كرده در غير شهر خود بيرون رود به كمتر از هشت فرسخ پس اگر قصد بازگشتن و اقامت ده روزهء ديگر دارد نماز را تمام گذارد در رفتن و امدن و شهر و اگر نيّت بازگشتن ندارد قصر كند چون ديوار نبيند و اذان نشنود و اگر نيّت بازگشتن دارد نه اقامت ده روزهء ديگر