محمد تقي المجلسي (الأول)
37
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
انكه پيش از امام نايستد و سنّت است كه اگر ماموم يكى باشد بر دست راست بايستد و اگر زن باشد يا جماعتى در پس و در يكصف بايستد اگر جماعت زنان باشند و زن امامت كند يا برهنگان و برهنه امام باشد سوّم انكه در يك جا ايستاده باشند پس اگر بسيار دور باشد امام از ماموم درست نباشد و اگر چه در يكمسجد باشند الّا گاهيكه صفها بهم پيوسته باشند چهارم انكه حجابى در ميانه نباشد كه نتواند ماموم امامرا ديد مگر زن گاهيكه اقتدا بمرد كند و اگر حجاب سوراخ سوراخ باشد يا كوتاه يا نهرى اب يا صفها باشد درست باشد پنجم انكه موضع امام بلندتر از موضع ماموم نباشد بلندى كه بگام نتوان بالا رفت بعضى بيكشبر تعين نمودهاند و اگر زمين سربالا باشد درست باشد و جائز است كه موضع ماموم بلندتر از موضع امام باشد ششم نيّت اقتداست بعد از نيّت امام پس اگر اقتدا نكند يا ماموم پيش از امام نيّت كند درست نباشد هفتم انكه امام يكى باشد پس اگر اقتدا كند به دو كس درست نباشد ليكن جائز است نقل اقتدا از امامى بامامى ديگر گاهيكه امام بميرد يا حدث كند و مانند ان هشتم انكه امام متعين باشد پس اگر اقتدا كند بيكى غير معيّن درست نباشد نهم انكه نماز امام و ماموم موافق باشد در صورت نه در نوع و شخص پس جائز نباشد اقتداى نماز يوميّه به نماز كسوف و جنازه و جائز است اقتداى نماز ظهر بعصر و مغرب و غير اينها و هرگاه كه عدد ركعات نماز ماموم كمتر از نماز امام باشد مخيّر است كه سلام بگويد يا انتظار امام بكشد تا با هم سلام بگويند و اگر عدد ركعات نماز ماموم بيشتر از امام باشد بعد از اتمام نماز امام نماز خود را تمام كند و واجب است متابعت امام در افعال و ماموم ركعترا در مىيابد بانكه امام راكع يابد پس اگر اخر نماز باشد بعد از تسليم امام انچه دريافته با او اوّل نماز گيرد و باقى را تمام كند و ماموم بقرات اكتفا نمايد در نماز جهريّه و اخفاتيّه و در قراءت ماموم خلاف كردهاند بعضى گفتهاند حرام است و بعضى گفتهاند مكروه و بعضى گفتهاند سنّت مشهورتر انست كه مكروهست در اخفاتيه و جهريه كه ماموم شنود و اگر چه اوازى ضعيف باشد و سنّت است قراءت در جهريه كه هيچ نشنود و اگر امام مرضى نباشد ماموم قراءت قراءت خواند باهسته و اگر چه جهر واجب باشد و سنّت است كه امام جميع اذكار را بلند بخواند الا و جهت و تكبيرات ششگانه باب نهم در نماز جمعه واجب است در روز جمعه نماز جمعه بعوض ظهر بشش شرط غير از شرطهاى نماز يوميّه اوّل حضور امام يا نائبش و در حال غيبت امام چون ممكن باشد جمعشدن و بطريق اماميه نماز گذاردن بعضى گفتهاند كه سنّت است كه نماز جمعه بگذارند و عوض از نماز ظهر شود و بعضى گفتهاند كه حرام است و واجب است كه ظهر بگذارند دوّم وقت و اوّل از زوال شمس است و اخر ان هنگاميكه سايهء هر چيزى مثل انچيز زياده گردد پس اگر وقت بگذرد و در نماز جمعه شروع نكرده باشد ظهر واگردد سوم عدد و ان پنج كسند يكى از ايشان امام نماز شرط است در ايشان بلوغ و عقل و مردى و اسلام و ازادى چهارم جماعت و شرط است در ان انچه گذشت در نماز جماعت از شروط امام و غير ان پس نماز جمعه را تنها نتوانگذارد پنجم دو خطبه پيش از نماز كه هر يك مشتمل باشند بر لفظ الحمد للّه و صلوات بر نبى و ال نبى ص و بر وعظ و بر سورهء سبك و واجب انست كه خطيب در حين خطبه خواند بايستد و اوار بركشد كه پنجكس يا زياده بشنوند و در ميان ايندو خطبه بنشيند و