محمد تقي المجلسي (الأول)
27
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
اگر قادر عاجز شود بنشيند يا بخسپد و اگر عاجز قادر گردد برخيزد يا بنشيند و اگر عاجزى كه نشسته نماز ميگذارد تواند كه برخيزد و ركوع كند واجب باشد كه چنين ركوع نمايد و واجب است كه بهر دو پا بايستد نه بر يكى اگر تواند و سنّت است كه ميان قدمهاى او سه انگشت تا بيكشبر باشد و بر هر دو پا اعتماد نمايد و پا را پيش و پس ننهد و بجانب اسمان ننگرد و توجّه به خدا كند و بايستد بخضوع و خشوع چنان كه بندهء ذليل فقير پيش پادشاه بزرگ مىايستد و چون خواهد كه بايستد ايندعا بخواند اللّهمّ انّى اقدّم اليك محمّدا بين يدى حاجتى اتوجّه به اليك فاجعلنى به وجيها فى الدّنيا و الاخرة و من المقرّبين و اجعل صلوتى به متقبّلة و ذنبى به مغفورا و دعائى به مستجابا انّك انت الغفور الرّحيم و شتاب و كاهلى ننمايد و باهستگى و وقار برخيزد و در حال ايستادن سر دستها بر روى رانها نهد برابر زانو و حرامست يكدست بر روى ان ديگر نهادن و نماز را باطل مىكند مگر انكه از براى تقيّه باشد و اگر نشسته نماز گذارد سنّت است كه در حال قرأت مربّع بنشيند و در حال ركوع به دو زانو و از براى ركوع رانها را از زمين بردارد و از براى تشهّد بر طرف چپ نشيند دوّم نيّت است و انهم ركنست باطل مىشود نماز به ترك ان عمدا و سهوا و انقصد معنى اين الفاظ است كه فرض پيشين ميگذارم بادا از براى انكه واجب است تقرّب به خدا و ادا عبارتست از فعل عبادتى در وقت خود و قضا عبارتست از فعل ان در بيرون وقت چون در وقت خود باشد ادا گويد و در بيرون وقت بجاى ادا قضا گويد و اگر سنّت باشد بجاى واجب سنّت گويد و واجبست كه اخر نيّت را پيوسته دارد به گفتن اللّه اكبر و بر حكم نيّت باشد تا اخر نماز يعنى به اين افعال نماز قصد امرى غير از نماز نكند اگر ببعضى فعلهاى نماز قصد ريا كند يا قصد امرى غير از نماز باطل باشد و اگر در اثناى نماز قصد بيرون شدن كند از نماز يا قصد فعلى منافى نماز كند همچو پشت بر قبله كردن و سخن گفتن و غير ان و انفعل نكند احتياط انست كه نماز را باطل داند و باسر گذارد و همچنين اگر تردّد كند كه از نماز بيرون رود يا نه و امّا انچه بخاطر مىايد از وسواس شيطان اعتبارى ندارد و جائز است نقل نيّت از نماز حاضر بنمازيكه فوت شده و بنمازيكه پيش ازين نماز است مثلا در اثناى نماز عصر بخاطرش رسيد كه نماز پيشين نگذارده نقل نيّت كند به نماز پيشين و همچنين جائز است نقل نيّت از فرض بسنّت چون در اثناى نماز امام حاضر شود و خواهد كه نماز را به جماعت بگذارد و اگر كسى را نمازى فوت شده باشد و نداند كه نماز ظهر است يا عصر مثلا نيّت نمازى كند كه در ذمّت اوست و تعيّن نماز ساقط گردد و واجب نيست در نماز نيّت استقبال قبله و نيّت قصر و تمام و عدد ركعات الّا در موضعيكه مخيّر است ميان تمام و قصر و اگر نيّت ادا كند پس معلوم شود كه بيرون وقت بوده باسر گذارد و نيّت قضا كند و اگر گمان برد كه وقت گذشته نيّت قضا كند پس معلوم شود كه وقت بوده باسر گذارد و اگر در وقت باشد و ماموم را لازم باشد نيّت اقتدا و واجب نيست امام را نيّت امامت سوّم تكبير احرام و ان هم ركنست باطل مىشود نماز به ترك ان عمدا و سهوا و صورت