محمد تقي المجلسي (الأول)
210
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
انجماعت ديت طلبند و قاتل بدهد باقى انجماعت را رسد قصاص كردن بعد از انكه رد كنند بر ورثهء قاتل نصيب انكس را كه ديت از قاتل گرفته است و همين حكم دارد اگر بعضى از انجماعت نصيب خود را عفو كنند و ببخشند باقى جماعت را قصاص كردن رسد بعد از انكه نصيب بخشندهها بقاتل دهند از ديت و اگر قاتل بميرد قبل از قصاص او ديت از تركهء او بستانند و اگر كسى را قتل كرد كه دست او را بسبب قصاص قطع كرده بودند يا انكه ديت دست مقطوع خود از جنايت كننده اخذ كرده بود ولى مقتول را رسد قصاص از قاتل بعد از انكه رد كند بقاتل ديت يد مقتول را و اگر مقتول مقطوع اليد بوده باشد بىانكه در قصاص بوده و يا انكه ديت يد خود ستاده قصاص قاتل كنند بى رد ديت قاعده ثابت مىشود قصاص در اطراف و جراحات از براى هر كس كه ثابت مىشود او را قصاص در نفس و از براى مرد قصاص ستانند از زن بى انكه ردى شود امّا از براى زن از مرد قصاص ستانند با رد ديت چون از ثلث ديت تجاوز كند چنان كه پيش ازين بيان كرده شد مسئله شرط است در قصاص اطراف سلامت عضو پس عضو صحيح سالم را بعضو شل ناقص قطع كردن جائز نيست امّا عضو شل را بقصاص عضو صحيح جائز است مگر انكه اهل خبرت حكم كنند كه قطع عضو شل سرايت بهلاك نفس مىكند ان زمان ديت قطع عضو واجب مىشود نه قطع و در جراحات تساوى در مساحت طولا و عرضا معتبر است نه نزولا زيرا كه اعضا متفاوتست در فربهى و لاغرى بلكه معتبر اطلاق اسم انجراحت است مثل موضحه كه بيان كرده خواهد شد و در هر چيزى كه تعزير بنفس يا طرف نيست قصاص ثابت مىشود و قصاص نيست در چيزى كه در ان تعزير مقرر شده مثل مامومه و جائفه و دگر اعضا چنان كه بيان كرده خواهد شد معنى اينها در فصل دهم و از مسلمان براى ذمى قصاص نطلبند و از براى غلام از حر نطلبند و قطع بينى كه قوّت بوئيدن دارد براى انكه ندارد توانكرد و هم قصاص توانكرد گوش صحيح شنوا براى گوش كر امّا ذكر صحيح را براى ذكر عنين قطع جائز نيست اگر اعور يكچشمى چشم سليم شخصى را بكند چشم صحيح ان اعور به چشم سليم قصاص كنند چون محل مساوى باشد و اگر دندان كودكى را بشكنند تا يكسال انتظار كشند اگر بيرون امد دندانش را ارش ستانند و اگر از نو بيرون نيامد قصاص است و اگر كسى از جنايت كنندهها التجا بحرم مكه و مدينه و مشاهد مقدسه برد در خوردنى و پوشيدنى تنگى دهندش تا كه از انجا بيرون ايد بعد از ان قصاص كنند و اگر جنايت در ان جايهاى متبركه نموده باشد هم در انجايها قصاص كنند زيرا كه حرمت انحرم را نگه نداشته و اگر اوّل قطع دست كسى كرد بعد از ان انگشت ديگر براى انكس كه اوّل قطع يد او كرده قصاص كنند و از براى انگشت انديگر ديت دهد و اگر اوّل انگشت بريده و بعد از ان قطع يد ديگرى كرده براى صاحب انگشت اوّل قصاص كنند بعد از ان براى صاحب يد و ديت ان انگشت هم براى صاحب يد دهد فصل ششم در بيان ديت نفس است واجب است ديت در قتل نفس اگر انقتل بخطا يا بشبيه عمد باشد و معنى شبيه عمد و خطا انست كه در اوّل كتاب قصاص بيان شد و در قتل بعمد