محمد تقي المجلسي (الأول)

188

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

بمانند پس رد بايشان به چهار بخش يا به پنج بخش است اگر يكخواهر پدرى يا يكخواهر مادرى باشند ميراث با رباعست كه يكبخش از ان خواهر مادرى است و سه بخش از ان پدرى و اگر دو خواهر پدرى با يكخواهر مادرى باشند ميراث باخماس است كه چهار بخش از ان خواهران پدرى است و يكبخش از ان خواهر مادرى در صورت اولى و دو بخش از انخواهران مادرى است و سه بخش از انخواهر پدرى است در صورت دوّم و چون زن يا شوهر هم با ايشان باشند نصيب اعلى كه ربع است از زن و نصف است از شوهر و بقيه را ايشان برند و نقصان بر نصيب برادر و خواهر پدرى و مادرى و يا پدرى واقعميشود نه بر نصيب مادرى و چون شخصى وفات كند تنها جد را گذارد تمامى ميراث از ان اوست همچنين است اگر جده گذارد و چون جد و جدهء پدرى گذارد مذكر دو بخش ميبرد مؤنث يكبخش و اگر مادرى گذارد برابر مىبرند و چون اجداد پدرى و مادرى همه گذارد مادرى را دو دانگست اگر چه يكى باشد و باقى ميراث از ان جد يا جدهء پدرى است و چون زن يا شوهر هم با ايشان گذارد نقصان بر نصيب جد پدريست نه مادرى و درين وارثان كه بيان كرده شد در هر صنفى اقرب ابعد را محروم ميسازد از ميراث و چون اجداد و جدات و برادران و خواهران همه گذارد جد مثل برادر است و جده مثل خواهر است و جد هر چند بالا باشد شريكست با برادران و اولاد برادران و خواهران قائم مقام پدران خوداند در قسمت و شركت اجداد و هر يك از ايشان نصيب پدر و مادر خود مىبرند چون مادرى باشند مذكر و مؤنث برابر مىبرند و چون فرزندان برادر يا خواهر پدرى باشند مذكر دو مقدار مؤنث ميبرد مرتبهء سوّم اعمام و اخوال‌اند ايشانرا اولوا الارحام مينامند اينها ميراث وقتى مىبرند كه از وارثان دو مرتبهء گذشته كسى نباشد اگر شخصى وفات كند عم تنها گذارد ميراث همه او راست و چنين است اگر دو عم يا زياده گذارد و همچنين است اگر يكعمه يا زياده گذارد و چون عم يا عمه گذارد عم را دو بخش عمه را يكبخش و چون عم و عمهء مادر پدرى و مادرى با پدرى گذارد از جانب مادريرا يكدانگست اگر يكى باشد و دو دانگست اگر زياده باشند مذكر و مؤنث برابر مىبرند و باقى ميراث از ان عم و عمهء مادر پدريست خواه يكى باشد خواه زياده از يكى مذكر مثل حظ الانثيين ميبرد و عم و عمهء پدرى محروم است بسبب وجود مادر پدرى و اگر مادر پدرى نباشند قائم مقام ايشانست پدرى و حكم ايشان دارد و اگر يكخال تنها گذارد ميراث همه از ان اوست و همچنين بود دو خال و زياده يا يكخاله و زياده و چون جمعشوند با هم برابر مىبرند مذكّر و مؤنّث و چون هر يك از طرفى باشد خال و خالهء مادريرا يكدانگ ميراث است اگر يكى باشد و دو دانگست اگر زياده باشند مذكّر و مؤنّث برابر و باقى ميراث از ان مادر پدرى است خواه يكى باشد و يا زياده يا مذكّر و مؤنّث برابر و خال و خالهء پدرى نميبرند با وجود مادر پدرى و چون مادر پدرى نباشند پدرى قائم مقام ايشانند در استحقاق قدر ميراث و چون اعمام و اخوال جمعشوند اخوال را دو دانگ ميراث است خواه يكى باشد يا زياده و باقى از ان اعمام است اگر چه يكى باشد مذكّر يا مؤنّث و چون اخوال متفرق گذارد خال مادرى را يكدانگ ثلث ميراث است اگر يكى باشد و دو دانگ ثلث است اگر زياده از يكى باشد مذكّر و مؤنّث برابر مىبرند و باقى ثلث ميراث از ان خال مادر پدرى است و خال پدرى چيزى نميبرد و باقى ميراث از ان اعمام است و چون اعمام متفرق گذارد عم مادريرا يكدانگ باقى ميراث راست اگر يكى باشد و دو دانگ