محمد تقي المجلسي (الأول)

179

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

و بعد از صحّت روايت حمل ان بر كراهيت است و واجب است كه موضع گزيدن سگ بشويند و شيخ گفته كه واجب نيست شستن ان زيرا كه امر به خوردن در كلام اللّه تعالى كه فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ مطلق واقع است بى امر به غسل و امّا تير و نيزه و شمشير و هر الت تيزى كه انرا پيكانى و اهن باشد و صيد بان كشته گردد حلالست و اگر چه پهنا بر صيد خورد و جراحت نكند و امّا تير گز و هر تيرى كه در ان پيكان و اهن نباشد بايد كه پوسترا بدراند و جراحت كرده بكشد و اگر پهنا بر صيد خورد و بكشد حلال نباشد و حلال نيست انچه سنگ و كمان كلوهه انرا بكشد و بعضى گفته‌اند كه حرامست انداختن كمان كلوهه و اكثر برانند كه جائز است انداختن و اگر چه حرام است كشتهء ان و همچنين بعضى گفته‌اند كه حرامست چيزى بصيد انداختن كه بزرگتر از ان صيد باشد و قول اقوى اينست كه مكروه است و حلالست صيديكه تير و مانند ان او را بكشد بنه شرط اوّل انكه الهء تيز باشد كه بدراند پوسترا يا در ان اهنى باشد دوّم انكه قصد رسيدن ان إله كند بصيد پس اگر تير يا شمشير از دست او بيفتد و صيد را جراحت كند و بكشد حلال نباشد و اگر داسى در دام نهد يا كاردى در چاه و بان صيد كشته گردد حرام باشد سوّم انكه قصد جنس صيد كند پس اگر قصد انداختن كند نه بصيد و صيدى بان كشته گردد حلال نباشد و همچنين اگر قصد خوك كند و بر اهو ايد يا گمان برد كه خوكست و او اهو باشد حلال نباشد و شرط نيست كه قصد صيد معيّن كند پس اگر تعيّن كند و خطا شود و صيد ديگر را بكشد حلال باشد و اگر دو كس تير اندازند و يكى قصد صيد كند نه انديگر و به تير هر دو صيد بميرد حلال نباشد چهارم انكه نام خدا در حالت انداختن يا بعد از ان پيش از رسيدن بصيد ببرد و اگر ترك كند بعمد حرام باشد و اگر چه ديگرى گفته باشد و حلال است اگر فراموش كند پس اگر دو كس تير اندازند و يكى نام خدا برد و به تير هر دو صيد كشته گردد حلال نباشد پنجم انكه تير انداز عاقل مسلمان باشد چنان كه گذشت ششم انكه بجراحت تير بميرد بر هر جا كه باشد پس اگر به چيزى ديگر بميرد حرام باشد هفتم انكه از چشم پنهان نشود در حالتى كه برقرار زندگى باشد همچنانكه گذشت هشتم انكه در نه يابد صيد را بر قرار زندگى پس اگر برقرار زندگى باشد واجب باشد سر بريدن پس بايد كه در حالت رسيدن تير بشتاب برود بر سر صيد تا دريابد بر سر بريدن او و اگر قرار زندگى او را دريابد و او را سر نبرد و بگذارد تا بميرد حرام باشد و معذور نباشد بانكه با او كارد نباشد يا از غلاف بيرون نيايد و مباح نيست ان گاهيكه او را مرده دريابد يا بيقرار حيوة نهم انكه صيد سركش باشد و اگر چه انسى بوده باشد پيشتر پس اگر تير اندازد بچوجهء مرغى كه نتواند پريد و بكشد حرام باشد و اگر به حيوان غير سركش تير اندازد حلال نشود الّا بسر بريدن و شرط نيست كه تير انداز يكى باشد پس اگر جماعتى تير اندازد بشرائط گذشته و به تير همه كشته گردد حلال باشد و مشترك باشد ميان ايشان و جائز است صيد را دو پاره كردن به تيغ و شمشير و هر دو پاره حلال باشند و اگر چه هر دو حركت كنند يا يكى يا هيچ يك از هر دو گاهيكه هيچيك برقرار حيوة نباشند و اگر در يك قرار حيوة باشد انرا سر ببرند و انديگر حرام باشد و همچنين هر پاره كه بشمشير و نيزه از صيد جدا شود و باقى برقرار زندگى باشد ان پاره حرام باشد و باقى را سر بايد بريد و اگر به اين جدا كردن بميرد يا به حكم مردن رسد ان پاره و باقى هر دو حلال باشند بى سر بريدن و همين حكم دارد اگر سكان اموخته صيد را پاره پاره كنند فصل دوّم در احكام صيد مكروهست در شب حيوانات وحشى و مرغان را صيد نمودن و جوجها را از اشيانه برداشتن و ماهى روز جمعه پيش از نماز صيد كردن و حرامست صيد كردن بالاتيكه غصب شده از دام و تير و شمشير و