محمد تقي المجلسي (الأول)
119
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
خلط كنند يا بىاختيار خلط شده باشد بسبب ميراث مثلا بحث دوّم در احكام شركت عقديست جائز از جانب هر يك از شريكين و هر يك را ميرسد كه فسخ كنند بى رضاى ان ديگر و سود و زيان مال مر شريكان راست هر يكرا به قدر انچه از مال ملك ايشان است پس اگر بيشتر از قدر مال باشد مثل انكه صاحب نصف مال را چهار دانگ از سود و زيان باشد درست است بقول بعضى علما و هر يك از شريكان را نميرسد تصرّف در مال مشترك بيرخصت شريك چون رخصت دهد تصرّف رواست بان وجه كه رخصت داده پس اگر خلاف ان كند ضمانى بر اوست چون فوتى شود و انشريك كه رخصت داده ميرسدش كه از رخصت رجوع كند و شريك را ميرسد كه طلب قسمت مال كند و نميرسدش كه طلب كند از شريك ديگر نقد كردن مال چون نقد نباشد و شريك امين است و ضمان نكشد الّا بتقصير و سخن او معتبر است بر انكه تقصير نكرده و خيانت ننموده و در انكه انچه خريده جهة خاصه خود خريده يا شركت و چون شريك ديوانه شود و يا بميرد باطل شود رخصت او پس ديگر شريكانرا تصرّف در مال مشترك روا نيست خاتمه در بيان قسمت مشترك هر شريك كه طلب قسمت مشترك كند چون ضررى نشود قبول كنند و اگر شريك ديگر قبول نكند تكليف نمايند بقبول و اگر ضررى شود قسمت روا نيست و اگر چه شريكان راضى باشند و ضرر بنقصان قيمت است و بعضى علما گفتهاند كه ضرر انست كه نفعى كه از انمال مطلوب است بسبب قسمت باطل شود و اگر مالى وقف باشد بر جمعى قسمت ان روا نيست ليكن قسمت وقف از ملك درست است و سنّت است هر حاكم را كه كسى را تعين كند جهة قسمت اموال مشترك و او را قاسم گويند و شرط است كه عدل باشد و حساب داند و اگر قسمت بوجهى باشد كه يكى از شريكانرا چيزى به ديگرى بايد داد انرا قسمت رد ميگويند و قاسم متعدّد مىبايد مگر كه شريكان راضى باشند بيك قاسم و اجرت قاسم از بيت المال بدهند و اگر از انجا نباشد هر يك از شريكان به قدر حصّهء خود بدهند و هر مال مشترك كه متساوى الاجزاء باشد چون گندم و برنج و روغن بخش توانكرد بقسمت اجبار يعنى انكه چون شريك امتناع كند از قسمت و قبول نكند اجبار و الزامش كنند بقبول و اگر متساوى الاجزاء نباشند چون باغ و خانه اگر از شريكان انكس كه بسبب قسمت ضررى بوى ميرسد طلب قسمت كند شريك ديگر را كه ضررى بوى نميرسد تكليف كنند بقبول قسمت و كرپاسها كه از يكجنس باشد و بندگان بعد از سويت حصها قسمت نمايند و در قسمت خانه و وثاقهاى زيرين و بالائين با يكديگر سويت كنند بوجهيكه هر دو حصّهء از هر دو باشد و همچنين زراعت رسته و زمين كه درو زراعت باشد و قطعهاى زمين متعدد هر يكرا عليحده سويت كنند بعد از ان بنويسند نام هر سهمى را در كاغذى و امر كنند كسى را كه نداند بانكه هر كاغذى بنام شريك بيرون اورد يا انكه نام هر شريكى در كاغذى بنويسند و امر كنند كسى را كه نداند بانكه بيرون اورد هر كاغذى بر سهمى از انها كه سويت نمودهاند و بايد كه سويهء سهمها بحسب قيمت كنند پس اگر زمينى مشترك باشد ميان دو كس و حصّهء هر يك از ايشان نيمى باشد و انزمين بحسب قيمت و دو دانگش مقابل چهار دانگ باشد در سويت و دانگ را مقابل چهار دانگ دارند و اگر اجزاى انچه قسمت ميكنند بحسب قيمت متساوى باشد و ليكن حصّهء هر يك از شريكان متساوى نباشد مثل انكه يكى را نصفى باشد و يكيرا دو دانگ و يكيرا دانگى انرا سويت كنند بر حصّهء كمتر كه دانگى است پس بخش سويت كنند و كاغذها كه در اوّل و دوّم تا ششم نوشته يك