المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
569
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
24 - كتاب لقطه چيزى كه پيدا شده است ، يا انسان است يا حيوان يا مال يا جز آن و در شرع نصّى وارد نشده است كه دلالت بر آن نمايد ، بلكه عموم آيات بر آن دلالت دارد : فى المثل : [ 243 ] [ آيات مربوطه ] « تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى » « 1 » يا قول خداوند كه مىفرمايد : [ 244 ] « فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ » « 2 » و شكى در گرفتن افكنده شده نيست كه در صورت نياز و ضرورت ، احسان و نيكوكارى است . پس اگر مشروعيّت آن نباشد ، منجر به تلف شدن آن مىگردد كه با حكمت بارى تعالى منافات دارد ؛ آن خالقى كه جواد ، كريم ، رئوف و رحيم است . در قرآن مجيد حكايت « لقطه » از زمانهاى گذشته وارد شده است ، همانند : « فالتقطه آل فرعون » يا در سورهء يوسف كه مىفرمايد : « يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّيَّارَةِ » ؛ « آل فرعون التقاط نمودند يا برخى از عابران او را التقاط نمايند » . هرچند در ظاهر اين دو آيه ، چيزى دالّ بر مشروعيّت وجود ندارد ، ولى در مضمون آن ، تنبيه و اشارهاى به اين وظيفهء متناسب با شفقت و مهربانى خداوند رئوف دارد . بدان كه « گرفتن انداخته شده » واجب است ، چون خداوند متعال مىفرمايد : « وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى » ؛ « به خير و نيكوكارى كمك كنيد » ، و گرفتن چيز افكنده شده به نيّت رساندن صاحبش از مصاديق خير و نيكوارى است . ولى وجوب آن « كفايى » مىباشد ، نه عينى ، چون مقصود با قيام فردى كه آن را حضانت مىنمايد ، حاصل مىشود . ولى حيوان و مال احكام و تفاصيلى دارند كه از طريق سنّت شريفه نبوى و علوى ( عليهما السّلام ) شناخته مىشوند و آن را بعدا ذكر خواهيم كرد . 25 - كتاب غصب « غصب » به معناى إستيلا و تسلّط يافتن بر مال ديگرى ، بدون وجود حق مىباشد . در مورد نهى از اين عمل ، آيات متعدّدى وارد شده است كه با عموم خود به نامشروع بودن آن دلالت دارد :
--> ( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء ، 3 ( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 148 و سورهء مائده ، آيهء 51 .