المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

564

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

21 - كتاب عاريه « عاريه » : به معنى اذن دادن در انتفاع از عين چيزى ، به صورت تبرّعى مىباشد و موضوع آن هر عينى است كه با بقاى آن مىتوان از سودش استفاده نمود و اشتقاق آن يا از « عرى » است ، چون عارى از عوض مىباشد ، و يا از « عار » است ؛ يعنى : « وقتى رفت و بازگشت » و از آن كلمه است جايى كه شاعر مىگويد : « اعيروا خيلكم ثمّ اركضوها * أحقّ الخيل بالركض المعار » ؛ يعنى : اسب كه خود را به من عاريه دهيد ، سپس آن را به حركت درآوريد . سزاوارترين اسبان ، به حركت و شتاب آن اسب دوان و بازگردان مىباشد » . « 1 » معاصر ما بر « مشروعيّت عاريه » دو آيه را ذكر كرده است : [ 235 ] [ آيهء اول ] « تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى » ؛ « بر تقوى و نيكوكارى ، با همديگر تعاون و همكارى داشته باشيد » . « 2 » [ 236 ] [ آيهء دوم ] « وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ » ؛ « زكات و احسان را ، از فقيران منع مىكنند » . « 3 » مدلول آيهء نخست ، امر به « تعاون در تقوا و نيكوكارى است » و آن صريح در « عاريه » مىباشد ، چون گفتيم كه « عاريه » اذن در استفاده از چيزى به صورت تبرّع و بلا عوض مىباشد و مدلول آيهء دوّم ، جايى كه عطف به امور مذمومه شده است و آنها عبارت از سهو در نماز و رياكارى در آن و منع از ماعون و جلوگيرى از پرداخت احسان و زكات به فقيران مىباشد كه نقيض آن كه همانا پرداخت به نيازمندان بوده باشد ، ممدوح و قابل ستايش خواهد بود و « عاريه » نيز از آن موارد ممدوح مىباشد . در اينجا فوايدى وجود دارد : [ فوايدى چند : ] 1 - عاريه « امانت » است و مورد ضمان نيست ، بر خلاف قول شافعى كه به قول پيامبر خدا ( ص ) احتجاج مىنمايد . وقتى از صفوان بن اميّه زره‌هايى را به عاريت گرفته بود ، گفت : يا رسول اللّه ! آيا اين زره‌ها غصب است ؟ حضرت فرمودند : « عاريه

--> ( 1 ) . شعر از آن اين سيّده مىباشد . ( 2 ) . سورهء آل عمران ، آيهء ، 3 ( 3 ) . سورهء ماعون ، آيهء 7 .