المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
528
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
يك زن هر كه را طرفين راضى شوند ، گواه گيرند تا اگر يك نفر آنان ، فراموش كند ، ديگرى را در خاطر باشد و هرگاه شهود را به مجلس يا محكمه بخوانند ، امتناع از رفتن نكند و در نوشتن آن با تاريخ معيّن مسامحه نكنيد ، چه معامله كوچك باشد يا بزرگ ، اين روش درست است نزد خدا و محكمتر است براى شهادت و نزديكتر به اينكه شكّ و ترديدى در معامله پيش نيايد كه موجب نزاع شود ، مگر آنكه معامله نقد فى المجلس باشد كه دست به دست ميان شما بگردد ، در اين صورت باكى نيست كه ننويسيد ولى گواه بگيريد وقتى با هم معامله انجام داديد نويسنده و گواه مورد تضرّر واقع نشوند اگر چنين كنيد ، نافرمانى كردهايد از خدا پروا داشته باشيد ( نافرمانى حكم او نكنيد ) خداوند به شما تعليم مصالح امور مىدهد و خدا به همه چيز دانا و آگاه است . » تداين چيست ؟ تداين : يعنى با هم معامله قرضى و دينى انجام دادن به صورت پيشفروش يا نسيه يا به صورت اجاره . در هر صورت در هر معاملهاى كه يكى از عوضين آن تاريخدار و مؤجّل بوده باشد ، « تداين » گفته مىشود . زمخشرى گفته است معناى آيه اينست : وقتى يكى از شما به ديگرى دين و قرض داد و گفته مىشود : « داينت الّرجل » ؛ يعنى : با او معامله دستى و قرضى انجام دادم . در اين سخن زمخشرى نظرى هست ، چون فرقى بين تفاعل و مفاعله وجود دارد . « تفاعل » لازم است ، ولى « مفاعله » متعدّى مىباشد . گفته مىشود : « تضارب زيد و عمرو » و عمرو و ضارب زيد و عمرو ، پس نمىتوان يكى از آن را با ديگرى تفسير نمود . اگر گفته شود : در اين صورت ، نيازى به كلمهء « دين » نبود ، چون كلمهء « دين » از لفظ « تداينتم » مشخّص و معلوم است ، و اگر آن را ذكر نمىفرمود ، ضمير عايد مصدر تداينتم مىگرديد و نياز به ذكر آن نبود ، زمخشرى پاسخ داده است : اگر آن كلمه « دين » را ذكر نمىنمود ، لازم بود كه « فاكتبو الدّين » را مىفرمود و در اين صورت نظم لازم را از دست مىداد و در اين سخن زمخشرى نظرى هست و آن اينكه : ما مانع وجود ذكر دين هستيم ، چون ضمير به مصدر بازمىگشت و آن معنى را افاده مىنمود و احتمال دارد در جواب گفته شود : اگر « دين » را ذكر نمىكرد ، و ضمير را