المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
525
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
واقع شد و سخن در اين آيه همان سخن قبلى است كه عامّ دلالت بر خاص ندارد ولى دلالت در اين آيه ، نزديك است . هرچند اعتماد بر نص و تصريح پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و ائمّه هدى ( عليهم السّلام ) اولى و احسن مىباشد . * * * [ 198 ] آيهء نهم : راوندى گفته است : آيهء شريفه « يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ » ؛ دلالت بر « نهى از احتكار » مىنمايد ( به اين ترتيب كه ضرر و ناراحتى از ناحيهء احتكار گندم به وجود آمده است ، پس احتكار حرام است ) ولى در اين استدلال نظرى است و آن اينكه ضررى كه در آيهء فوق به آن اشاره شده است ، وسيعتر از نياز به غذا يا قيمت آن مىباشد . در اين صورت ، اين موضوع دلالتى بر مطلب نمىكند . همچنين قول پروردگار كه مىفرمايد : [ 199 ] « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ » « 1 » ، دلالت بر « تحريم كتمان عيب و وجوب اعلام آن به مشترى » دارد . و سخن در اين آيه نيز همانند آيهء پيشين مىباشد . احتكار و كراهت حبس كالا : در اينجا دو حكم در مورد احتكار ذكر مىگردد : 1 - گفته شده است : احتكار كراهت دارد ، چون امام صادق ( عليه السّلام ) فرمودند : « احتكار كردن طعام ، و درمانده گذاشتن مردم ، كراهت دارد « 2 » » . گفته شده است : احتكار حرام است و اين قول صحيحتر است ، چون در حديث آمده است : « جلب كنندهء روزى مورد رحمت خدا و محتكر دور از رحمت خدا و ملعون مىباشد » . البتّه حرمت احتكار روزى ، با دو شرط تحقّق پيدا مىكند : يكى حبس نمودن روزى است و آن گندم ، جو ، خرما ، كشمش ، روغن و نمك مىباشد كه فرد محتكر آنها را به انتظار و اميد گران شدن ، احتكار نمايد و شرط دوّم آن است كه بخشندهء روزى جز او وجود نداشته باشد . در اين صورت مجبور به فروش مىگردد و آيا قيمت مشخّصى هم به او گفته مىشود ، گفته شده است : آرى و گرنه فايدهء اجبار از بين مىرود و برخى گفتهاند : نه و اين قول صحيحتر است ، چون امام معصوم ( عليه السّلام ) فرمود : مردم بر اموال خويشتن مسلّط مىباشند . و باز فرمايش ديگر امام ( عليه السّلام ) است كه : قيمتها در اختيار خداست ، مگر اينكه احتكار كننده خواسته باشد ناراحتى ايجاد كند ، در اين صورت از طرف حاكم ، قيمت داده مىشود .
--> ( 1 ) . سورهء انفال ، آيه ، 27 ( 2 ) . دعائم الإسلام ، ج 2 ، ص 35 .