المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

910

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

« و زمانى كه به سوى خدا و رسولش دعوت مىشوند ، تا ما بينشان داورى شود ، ناگهان گروهى از آنان روىگردان مىشوند . امّا اگر حق با آنان باشد ، با سرعت و تسليم مىآيند » . يك قول اين است كه : اين آيه دربارهء فرد منافق و يهودى كه قبلا ذكرش گذشت ، نازل شده است ( دهمين آيه ) قول و نظر ديگر در تفسير آيه اين است كه : منازعه و گفتگويى بين آقا على ( عليه السّلام ) و مغيرة بن وائل دربارهء زمين و ساختمان پيش آمد . مغيره نمىپذيرفت كه به جهت محاكمه و رسيدگى به دعوى خود ، به محضر رسول خدا ( ص ) شرفياب شوند و مىگفت : پيامبر نسبت به من كينه و خصومت دارد و مىترسم كه به من ستم و بىعدالتى روا دارد . نظر ديگر در تفسير آيهء قول بلخى است و آن اين است كه : منازعه و گفتگو بين حضرت على ( عليه السّلام ) و عثمان در مورد زمينى واقع شد كه عثمان آن را از حضرت خريده بود و بعد از خريد سنگ‌هايى در آن پيدا كرده بود . عثمان آن را عيب تلقّى كرده و مىخواست زمين را پس بدهد و معامله را به هم زند . امام على ( عليه السّلام ) نمىپذيرفت و پيشنهاد مىداد كه رسول خدا ( ص ) بين آنان حكم و داورى كند ، اما حكم بن ابى العاص به عثمان مىگويد : اگر جهت رسيدگى به دعاوى نزد پسر عموى على ، يعنى پيامبر بر وى به نفع او حكم خواهد كرد و به تو مىگويد كه اين كار را مكن كه آيه نازل شد . معنا و تفسير « وَ إِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ » اين است كه : اين گروه از منافقين هنگامى كه براى رسيدگى به دعاوى خود به سوى رسول خدا ( ص ) خوانده مىشوند و بدانند كه حقّ با آنها است ، براى آمدن تسليم و مطيع هستند ، امّا اگر بدانند كه اهل باطل هستند و حقّ با آنها نيست ، هرگز نمىآيند و از آمدن سرباز مىزنند ، چون به يقين مىدانند كه حضرت ( ص ) جز به حقّ ، حكم و داورى نمىكند » . و نيز در آيه كسانى كه از دعوت به سوى حكم و داورى به حق ، اجابت نمىكنند و از پذيرش آن إمتناع مىورزند ، توبيخ و نكوهش شده‌اند و امّا در قصّهء زمين و سنگ‌ها ، حقّ با على ( عليه السّلام ) بود ، چون فرض اين است كه سنگ‌ها بعدا پيدا شده و ضرر و زيانى هم به مشترى و خريدار وارد نگرديده است . پس عامل و موجبى براى عثمان وجود ندارد كه معامله را به هم بزند . * * *