المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
522
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
[ 192 ] آيهء پنجم : « وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ الَّذِينَ ، إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ ، يَسْتَوْفُونَ ، وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ « 1 » » ؛ « واى به حال كم فروشان ، آنان كه وقتى به نفع خود كيل پيمانه مىكنند بيشتر مىستانند و وقتى به آنان كيل و پيمانه مىكنند يا وزن مىنمايند ، كم مىدهند » . « تطفيف » : به معنى كم نمودن در كيل و وزن مىباشد ، چون چيزى كه كم مىشود ، در واقع چيزى ناچيز مىباشد و كلمهء « على » در اينجا به معناى « من » تبعيض مىباشد ، يعنى : « وقتى چيزى از مردم كيل مىكنند » ، يا اينكه متعلّق به « يستوفون » مىباشد و على النّاس مقدّم بر كيل گشته است ، به علّت اختصاص ، يعنى به ضرر مردم ، استيفاء مىنمايند . امّا در مورد خودشان ، پس به نفع خود استيفاء مىنمايند ، يا اينكه در تقدير اين گونه مىباشد . « إكتالوا ما على النّاس » ؛ يعنى : كيل مىنمودند آنچه بر ضرر مردم مىباشد . « او كالوا النّاس » ؛ و « وزنونهم » پس جارّ كه عبارت از « لام » بوده باشد ، در اينجا حذف شده است . همانند قول شاعر : « و لقد جيتك أكماء و عساقلا و لقد نهيتك عن بنات الأوبر » . اى جنيت لك او على حذف المضاف اى كالوا مكيلهم او موزونهم . پس چرا او « اتزّنّوا » نه گفت : به علت آنكه در اكتيال ، امكان سرقت بيشتر از وزن مىباشد ، چون « وزن » قابل رؤيت و مشاهده و در ملاء عامّ است . امّا كيل و پيمانه اينچنين نيست . فوايدى چند : 1 - روايت شده است : وقتى پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) وارد مدينه شد ، اهالى مدينه ، از بدترين مردم روى زمين از نظر خيانت در كيل و پيمانه بودند . پس به بركت وجود آن بزرگوار ، عمل خود را ترك نمودند و خوب پيمانه زدند . و از ابن عبّاس روايت شده است : وقتى پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) وارد مدينه شد كه در آن شهر مردى به نام « ابو جهينه » زندگى مىكرد و او دو نوع پيمانه داشت . با يكى به نفع خود پيمانه مىنمود و با ديگرى به ضرر ديگرى پيمانه مىكرد ، پس آيه ، در حقّ او نازل گرديد . « 2 »
--> ( 1 ) . سورهء مطففّين ، آيات 1 تا 3 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 116 .