المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

857

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

به سخنان شما گوش مىدهند ، تا دستاويزى براى تكذيب تو بيابند . آنان جاسوس گروه ديگر هستند كه پيش شما نيامده‌اند آنها سخنان تو را تغيير مىدهند و مىگويند . اگر اين چنين به شما داده شد بپذيريد و گرنه دورى كنيد » . يعنى : تو را دلتنگ نكند ، كار كسانى كه سرعت در كفر و بىدينى مىكنند و ترا با شتاب و عجله در كفر و الحاد مىاندازند . قرآن آنها را به دو گروه تقسيم كرده است : 1 - منافقين : آنان كسانى هستند كه به زبان مىگويند ايمان ، آورديم امّا در دل از ايمان خبرى نيست ، 2 - يهوديان : آنهايى كه دنبال دروغ و دروغ‌سازى هستند ، و احكام تورات را تحريف و وارونه كرده و تغيير مىدهند و آلت دست كسانى هستند كه از روى بغض و دشمنى در مجلس شما حضور پيدا نمىكنند . « يحرّفون » بيان خصلت و صفت ديگر يهود است ، گفته شده است : اين آيه دربارهء يهود خيبر نازل شده است ، از آنجا كه گروهى به سوى پيامبر خدا ( ص ) فرستادند تا از حكم زنان محصنه ، سؤال كنند و به فرستادهء خود گفتند : اگر محمّد ( ص ) حكم به « جلد و تازيانه » كرد ، قبول كنيد و آن را بپذيريد و امّا اگر حكم به « رجم » نمود ، آن را قبول نكنيد و نگيريد ، چون يهود حكم تورات به « رجم محصين و زنايى محصنه » را تحريف و به چهل تازيانه و سياه كردن صورت او و سوار كردن بر الاغ و گردش در بين مردم ، تغيير داده بودند . و امام باقر ( عليه السّلام ) مىفرمايد : « يكى از اعيان و بزرگان يهود زنا كرد و رجم او را زشت مىپنداشتند » . كسى را به محضر پيامبر خدا فرو فرستاد ، به اميد اينكه حضرت حكم به رخصت و جواز آن بدهد ، حضرت به آنها فرمود : آيا به حكم من راضى مىشويد و تن مىدهيد ؟ عرض كردند : آرى : پيامبر حكم به رجم آن داد ، و لكن آنها از قبول حكم سرباز زدند . جبرئيل ( عليه السّلام ) به پيامبر ( ص ) گفت : از « ابن صوريا » از آنها سؤال كن و آن را بين خود و آنان حكم و داور قرار بده . پيامبر رو به آنان كرد و فرمود : آيا ابن صوريا را مىشناسيد ؟ همگى گفتند : آرى . و او را مدح و ستايش كردند و بزرگش شمردند ، حضرت پيكى را به سوى او فرستاد ، وقتى آمد ، پيامبر رو به او كرد و فرمود : تو را به خدا سوگند مىدهم آيا در كتاب شما كه موسى ( عليه السّلام ) آورده است حكم رجم بر محصن زناى محصنه را مىيابيد ، ابن صوريا گفت : آرى : و از ارباب تورات هم ترس و خوفى ندارم ، به خاطر آنچه اعتراف و اقرار مىكنم ، كتمان مىنمايم . * * *