المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
807
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
مىگويد : « شربت الاثم حتّى ضلّ عقلى كذاك الاثم يفعل بالعقول » ؛ « 1 » « من شراب را خوردم تا عقل و شعورم از دستم رفت و شراب با عقول اين گونه رفتار مىكند » . مقصود از « ما ظهر » ، زناى ذات صاحبان پرچمها و اعلانات است و مقصود از « ما بطن » زناى زنان پيمانكار و لواط مىباشد و مقصود از « اثم » ، نيز شراب و خمر است . « ميسر » همانند موعد مصدر است و اينكه « قمار » ، « ميسر » ناميده شد ، به اين دليل مىباشد كه در قمار ، گرفتن مال مردم با آسانترين روشها ممكن شود و با گرفتن ثروت و امكانات طرف مقابل ، اين كار به راحتى انجام مىشود و معنى آن اين گونه است : « از تو در مورد پيش گرفتن يا پذيرفتن اين دو عمل پرسش مىكنند » . در پاسخ بگو : « در هر دوى آنها ، گناه بزرگى است » . « كثير » ضدّ « قليل » مىباشد و بنابر هر دو قرائت ، هر دو حرام است . گفته شده است : « منافع » در اينجا هر آن چيزى است كه در تجارت با خمر يا قمار از كسب مال و سود سرشار دريافت مىنمايند و گفته شده است كه « منافع » عبارت از هر لذّت ، طرب و روبهرو شدن با جوانان مىباشد و در « خمر » مخصوصا تشجيع ترسناكان و توفير مروّت و تقويت طبيعت وجود دارد . « اثمهما » ؛ خطا و گناه و مفاسدى كه از آن دو نشأت مىگيرد ، بيشتر از آن منافعى است كه از آنها متوقّع مىباشد . به همين جهت گفتيم كه اين آيه ، خود تحريم كننده است ، چون وقتى مفسده بر مصلحت پيشى گرفت و غلبه نمود ، تحريم عمل را اقتضا مىنمايد . ولى آنچه كه مفسّران و فقيهان ذكر كردهاند مبنى بر اينكه قبلا حلال بودند ، سپس حرام شدند ، به اجماع ما باطل است و نقل صحيح از پيشوايان معصوم ( عليهم السّلام ) نيز اين كار تأييد مىنمايد و پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود : تمام مسكرها حرام مىباشد . « 2 » و اينكه پيامبر خدا ده گروه را در مورد « خمر » لعن كرده است و آنان عبارتند از : خود خمر ، فشار دهندهء خمر ، پذيرندهء فشار ، فروشنده ، خريدار ، ساقى ، خورندهء قيمت آن ، حاصل و محمول عليه و خورندهء آن ، باز رسول خدا ( ص ) فرمودند : « شارب
--> ( 1 ) . مقاييس اللغهء ، ج 1 ، ص ، 61 ( 2 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 407 .