المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
799
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
به چوب زدن يا از بلندى افكندن يا به شاخ زدن همديگر مرده باشند و نيز نيم خوردهء درندگان ، مگر آن را كه قبلا تزكيه كرده باشيد و آن را كه براى بتان مىكشيد و آن را به تيرها قسمت مىكنيد كه اين كار فسق مىباشد » . بحث در مورد اين آيهء شريفه در كتاب « صلوة » گذشت و نيازى بر إعادهء آن نداريم . فقط آنچه را كه در اين باب مهم است بيان مىكنيم . پس مىگوييم : اين آيهء شريفه ، به تحريم چيزهايى اشاره دارد كه در جاهليّت آنها را حرام نمىشمردند . 1 - « ميته » : « ميته » مردهاى است كه حيات آن براساس تذكيهء شرعى از بدن خارج نشده است . پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) از اين نوع ، فقط ماهى و جراده را استثناء كرده است و فرمود : « بر شما دو ميته و دو خون ، حلال شده است » . « 1 » 2 - « خون » : در جاهليّت آن را مىخوردند و نوعى از آن را « علهز » مىگفتند و على ( عليه السّلام ) در برخى از كلمات خود به عنوان گوشزد به جامعهء عرب بيان كرده است و در مقام اظهار نعمتهاى خدا با تحريم خبائث به اين بيان « تأكلون العلهز » « 2 » « شما خون مىخوريد » ، آنان خون را در ديگها مىريختند و مىپختند و مىخوردند . سپس بنابر قولى در مورد « خون طحال » استثناء شده است ، ولى اولى آن است كه حرام است . بلى ، آن خونى كه در لابلاى گوشت مانده است ، براساس اجماع فقها ، حلال و پاك است . گفته شده است : تحريم در موضع ديگرى است ، به اين صورت كه خون سارى و جارى بوده باشد و اين خونى است كه در رگها مىباشد و از اين قول برمىآيد كه هر خونى كه در رگها نباشد ، يا در رگها باقى مانده باشد ، يا در گوشت مانده باشد ، حرام نيست و گويا اين قول نوعى تقييد مطلق مىباشد . 3 - « گوشت خوك » : حرمت را اختصاص به گوشت خوك دارد ، هرچند پيه و تمام اجزاى اين حيوان نيز حرام است ، چون گوشت نوعا مقصود در « خوردن » مىباشد و اجزاى آن هم كه تابع گوشت هستند ، حرام مىباشد . 4 - « وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ » ؛ يعنى : « هر آن چيزى كه به نام بت كشته شده است و نام خدا بر آن ذكر نشده است » و « اهلال » در لغت به معنى بالا بردن صورت مىباشد ، پس هر ذبيحهاى كه نام حق تعالى بر آن جارى نشده است ، خواه كافر بوده باشد يا از
--> ( 1 ) . مسند احمد ، ج 2 ، ص 97 . ( 2 ) . تبيان شيخ طوسى ، ج 7 ، ص 385 .