المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

774

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

قيامت دارند ، از آن پند مىگيرند . اين امر براى رشد شما مؤثّرتر است و براى شستن آلودگىها ، مفيدتر مىباشد و خدا مىداند ولى شما نمىدانيد » . « بلوغ » در اينجا به معنى رسيدن كامل چيزى است . و مراد از « اجل » ، تمام مدّت است . سياق دو آيه دالّ بر اين است كه مراد از « بلوغ » در هر كدام ، جداى از ديگرى است . « العضل » يعنى : حبس كردن و تنگ گرفتن . و از اين معناست : « عضلت الدّجاجة » كه وقتى تخم مرغ بچسبد و خارج نشود . گفته شده است كه اين آيه دربارهء اولياى عقد نكاح نازل شده است ، زيرا روايت شده است كه معقل بن يسار خواهرش را از رجوع به شوهرش بعد از طلاق ، منع مىكرد ، كه اين آيه نازل شد . و « سدّى » گفته است اين آيه در مورد جابر بن عبد اللّه نازل شد كه دختر عمّه‌اش را منع مىكرد . فقهاى شافعى نيز به اين آيه براى ثبوت ولايت بر زن و عدم استقلال زن براى ازدواج ، استدلال نموده‌اند ، زيرا اگر زن در ازدواج مستقلّ بود ، منع سرپرست معنايى نداشت . مفسّر معاصر نيز به همين استدلال راضى شده است . گفتار راوندى : راوندى گفته است كه روى خطاب با شوهران است ، زيرا فرموده است : « وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ » و نزد شيعه ، ولايتى بر زن بالغه رشيده . ثابت نشده است . ديگر اينكه نكاح در « أن تنكحن » به « خود زن » نسبت داده شده است . بنابراين معناى آيه ، چنين است : « آنها را از رجوع به شوهرانشان وقتى كه نزديك اتمام عدّهء آنهاست . منع نكنيد ، آن هم نه به دليل رغبت به آنها ، بلكه براى ضرر زدن و منع آنها از ازدواج » . اين تمام كلام راوندى در اين‌باره است . اين سخن از چند جهت ايراد دارد : اوّلا اينكه : بنابر قول مرحوم راوندى اين معنا قبلا نيز ذكر شده است و اعادهء آن « تأكيد » مىباشد . در حالى كه « تأسيس » بهتر از تأكيد است . ثانيا : معناى حقيقى « بلوغ الشىء » رسيدن كامل به شى است و « اجل » نيز به معناى مدّت است . و تأويل « بلوغ » به نزديك شدن ، عدول از ظاهر ، بدون وجود ضرورت است و اينكه ما در آيهء قبل « بلوغ » را به معناى « مقاربه و نزديكى » حمل كرديم ، به خاطر دليلى بود كه