المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

756

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

و بچّهء صغيره ( كه در حين طلاق به سنّ بلوغ نرسيده است ) هم لازم نيست عدّه نگه دارند . همچنين اين حكم مختصّ زن آزاد ( غير كنيز ) است و عدّه كنيز اگر حيض مرتّب داشته باشد ، به اندازهء دو طهر است . « القرء » مشترك بين حيض و طهر است ، چون به هر دو اطلاق مىشود امّا « در إطلاق بر حيض » ، به دليل قول نبىّ مكرّم اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود : « دعى الصّلاة أيّام أقرائك » « 1 » و إطلاق بر طهر ، به دليل قول « أعشى » كه در شعر آورده است : و فى كلّ عام أنت جاشم غزوة * تشدّ لإقصاها عزيم عزائكا مورّثة مالا و فى الحىّ رفعة * لما ضاع فيها ، من قروء نسائكا به همين دليل ( مشترك بودن بين طهر و حيض ) اختلاف شده است در اينكه آيا مراد از آن در اينجا ، « حيض » است يا « طهر » ؟ فقهاى شيعه و شافعى مذهب قائلند كه مراد « طهر » است ؛ به چند دليل : اوّل : آيهء « فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ » كه قبلا گفته شد كه طلاق در « أيّام حيض » واقع نمىشود پس طبعا ايّام طهر است . دوّم : داستان فرزند عمر ، كه قبلا ذكر شد ، دلالت بر اين دارد كه مراد « طهر » است . سوّم : در آيه آمده است : « ثلاثة قروء » و إلحاق « تاء » تأنيث بر عدد دلالت دارد كه مراد از معدود ، مذكّر است و اين « طهر » است كه مذكّر مىباشد ، ولى « حيض » مؤنّث است . چهارم : اصحاب ما از زراره روايت كرده‌اند كه گفت : شنيدم « ربيعة الرّأى » گفت : از آراء من اين است كه مراد از « أقراء » ، « أطهار » بين دو حيض مىباشد ، امّا خود حيض نيست . بنابراين پيش امام باقر ( عليه السّلام ) رفته ، كلام وى را براى حضرت بازگو كردم . حضرت امام باقر ( عليه السّلام ) فرمود : « دروغ مىگويد ، كه او رأى و نظر خودش را نمىگويد . اين مطلب از حضرت على ( عليه السّلام ) به وى رسيده است » . عرض كردم : « أصلحك اللّه » آيا على ( عليه السّلام ) اين گونه مىفرمود ؟ فرمود : بله ، مىفرمود : « قرء »

--> ( 1 ) . خطاب آن حضرت به فاطمه دختر ابى جيش مىباشد كه در مشكاة المصابيح و وسائل الشيعه ذكر گرديده است و معناى كلام اين است كه « در ايّام حيض ، نماز را ترك كن » .