المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
735
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
و زنى كه طلاق مباراتى داده شده است ، واجب است . طبق اين اقوال ، « متعه » به همان معناى اصطلاحى ، إراده شده است . سوّم اينكه : ممكن است « وجوب اعطاى متعه » از احكام مخصوص به پيامبر اسلام باشد ، چنان كه خود « تخيير » نيز از اين نوع احكام است و اين صحيحترين جواب است . « 1 » 3 - علما در حكم « تخيير » بر چند قول مىباشند : قول اوّل : اگر شخص زنش را بين جدايى و ماندن مخيّر نمايد و زن شوهر خود را اختيار كند ، ازدواج باقى مىماند . امّا اگر خودش را اختيار كند ، يك بار طلاق محسوب خواهد شد . اين قول ، قول ابن مسعود ، ابو حنيفه و اصحاب وى مىباشد . قول دوّم : اگر زن خودش را اختيار نمايد ، سه بار طلاق محسوب مىگردد و اگر زوجش را انتخاب كند ، يك طلاق واقع مىگردد . اين نظر نيز متعلّق به زيد و مالك است . قول سوّم : كه اگر مراد زوج از تخيير « طلاق » باشد ، طلاق صورت مىگيرد و الّا لغو خواهد بود كه اين نظر ، نظر مذهب شافعى است . قول چهارم : طلاق با آن صورت نمىگيرد و « تخيير » فقط از خواصّ پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) مىباشد . اگر آن زنان نيز ، وقتى حضرت آنها را مخيّر نمود ، خودشان را انتخاب مىكردند ، از وى جدا مىشدند . امّا براى كسى غير از پيامبر ( ص ) اين حكم جايز نيست ، كه اين از امام صادق ( عليه السّلام ) به اين بيان روايت شده است كه : « مردم را با تخيير چه كار است ؟ اين چيزى است كه فقط خداوند به رسول خدا اختصاص داده است . « 2 »
--> ( 1 ) . در فلسفه تعدّد زوجات پيامبر خدا گفتگو فراوان رخ داده است . ظاهر امر اينست در هر كدام از اين ازدواجها بيش از آنكه جنبههاى غريزى مطرح شده باشد . جنبههاى تبليغى و ارشادى نهفته است و هر كدام از اين ازدواجها داراى نكته و ضرورتى در تبليغ و رساندن مسئوليّت خطير پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بودهاند و دليل اين امر وجود زنانى در بين اين زوجات بوده است كه اوقات خود را به ديگر همسران بخشيدهاند يا طبق آيه شريفه « وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ » بىآنكه هدف زناشويى داشته باشد برخى از آنان به اين اميد به همسرى آن حضرت نائل مىآمدند كه تنها نام مقدّس آن بزرگوار را داشته باشند و اين تعدّد تا سال نهم هجرى جريان داشته است . پس از نزول آيه تجديد به چهار زن رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ديگر ازدواجى نداشته است و از بين همسران تعداد زنان سالمند كم نبوده است جز عائشه ، زينب بنت حجش ، صفيّه كه در ازدواج با آنان نكاتى نهفته است و نوعا سالمند بودهاند . در تفصيل اين ازدواجها مىتوان به كتاب « همسر رسول خدا ( ص ) » اثر مترجم مراجعه كرد . ( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 237 .