المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

705

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

همسر پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ترسيد كه رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) او را طلاق دهد . بنابراين ، به پيامبر خدا عرض كرد : مرا طلاق نده . با همسرانت بمان ، هيچ شبى را به من اختصاص نده و نوبت مرا به عايشه اختصاص بده كه آيه نازل شد . اين مطلب از ابن عبّاس ( رضى اللّه عنه ) نقل شده است . « 4 » و معناى « ترس از نشوز و سركشى و اعراض » قبلا ذكر شد . آيه دلالت مىكند به اينكه : صلح بر ترك قسمت شب‌ها جايز است و مىتوان عوض صلح را منفعت ، قرار داد . پس خداوند فرموده است : « وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ » و احتمال دارد كه در اينجا « خير » فعل تفضيل باشد ؛ يعنى : صلح بهتر از جدايى مىباشد و احتمال دارد كه جملهء متعرضه باشد كه معنا چنين مىشود : « صلح خير بزرگى است » ؛ يا « صلح ، كار خيرى از كارهاى خير مىباشد » . چنان كه دشمنى ، شرّى از شرور است . « وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ » : اين جمله نيز جملهء معترضه است و به همين دليل نيز هيچ تجانس و سنخيّتى با كلمات ماقبل خود ندارد . جمله معترضه اوّل براى « تشويق به صلح » ذكر شده است و جملهء معترضهء دوّم براى بيان « عذر مردم در صلح نكردن » آمده است . معناى « احضار الأنفس الشّحّ » ، طبيعى بودن بخل در نفس انسانى مىباشد . پس اگر زن روى گردانده شده و در حقّش كوتاهى نمىكند و مرد نيز با بخل ورزيدن براى امساك و إنفاق او با حال كراهت عدم بخشيدن خود را إعمال مىكند . * * * [ 312 ] آيهء نهم : « أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ وَ لا تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَ إِنْ كُنَّ أُولاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ، وَ أْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ ، وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرى » ؛ « 1 » « زنان طلاق داده شده را هرجا كه خودتان سكونت داريد و در توانايى شماست ، سكونت دهيد و به آنان زيان نرسانيد تا كار را بر آنان تنگ سازيد ( تا مجبور به ترك منزل شوند ) و اگر باردار باشند ، نفقهء آنان را بپردازيد و ( دربارهء فرزندان ، كار را با

--> ( 1 ) . سورهء مباركهء طلاق ، آيهء 6 . ( 4 ) . فقه القرآن ، قطب راوندى ، ج 2 ، ص 191 .