المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

663

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

عليه ، إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ فى الجاهليّة فانّكم معذرون فيه » ؛ يعنى : « با زنانى كه پدران شما با آنها ازدواج كرده بودند ، نكاح نكنيد ، چون كه زشت و حرام و مورد عقاب است ، الّا آن نكاحى كه در زمان جاهليّت صورت گرفته است كه شما در مورد آن معذوريد » . و براى زيادى و شدّت از اين نكاح ، با سه وصف قبيح آن توصيف كرده است : اوّل : « فاحشة » كه مبالغه در قبح و زشتى است ، چرا كه اين نكاح ، با احترام و بزرگداشت مقام پدران ، منافات دارد ، چون تهاجم به فراش و نواميس آنان مىباشد . لفظ « كان » را نيز آورد تا اشاره كند به اينكه : در امّتهاى سابق نيز اين كار حلال نبوده است . دوّم : « مقتا » ؛ يعنى : « موجب غضب خداوند است » ، يا به اين معنى است كه : « عملى مبغوض است » ، چون افراد با شخصيّت ، كسانى را كه اين كار را انجام مىدادند ، مبغوض مىداشتند و از آنان تنفّر داشتند و حتّى فرزندى را كه از آن نكاح به دنيا مىآمد ، « مقتّى » يعنى « مبغوض » مىناميدند . سوّم : « ساء سبيلا » ؛ يعنى : « نكاح روش نادرستى است » . بنابراين تفسير ، ضمير « سائ » به نكاح با زنان پدران برمىگردد . و اگرچه اين لفظ در كلام نيامده است ، لكن كلام بر آن دلالت مىكند . امّا بنابر تفسير طبرى ، ضمير راجع به « نكاح جاهليّت » است كه طبق كلام وى « مشبّه به » مىباشد . امّا بهترين تفسير ، آن است كه ما ذكر كرديم . نكاتى چند : 1 - اگر لفظ « نكاح » را حقيقت در عقد بدانيم ، چنان كه قول مشهور نيز همين است ، در اين صورت نهى موجود در آيه ، صريحا به زنانى كه به عقد پدران درآمده‌اند ، تعلّق مىگيرد ، خواه دخول بر آنان صورت گرفته باشد يا نگرفته باشد . و كسانى كه بدون عقد مورد وطى پدران قرار گرفته‌اند ، داخل تحريم نمىشوند ؛ مگر با يك دليل خارجى . امّا اگر لفظ « نكاح » ، حقيقت در وطى باشد هر زنى كه مورد وطى پدران باشد ؛ چه با عقد و چه بدون عقد ، داخل در نهى مىشود . همچنين اگر بگوييم كه « نكاح » لفظى بين « عقد » و « وطى » است ، باز نهى شامل « زنان وطى شده با عقد و بدون عقد » مىگردد . و عمل به اين نيز به احتياط نزديك‌تر است ، اگرچه قول اوّل اقوى