المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
633
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
« بىهمسران را دوست دارم چون « بثينه » بىهمسر من است و زنانى را كه بر همسرانشان تغنّى مىكنند ، به دليل تغنّىشان ، دوست داشتم . » خطاب قرآن به اربابان و بزرگان مىباشد كه كسانى را كه همسرى ندارند به ازدواج دهند . خواه از زنان آزاد باشند يا كنيز و مردان آزاد باشند يا برده ، كلمه « صالحين » را نيز به دليل تغليب ، به صورت جمع مذكّر آورد ، چون مراد هم ذكور و هم أناث مىباشند و چون اغلب درخواست ازدواج از ناحيه مردان صورت مىپذيرد با كلمه مناسب آنان « صالحين » درآورد . دليل مقيّد كردن به قيد « صلاح » نيز اين است كه چون صلاح دين آنها را نگه مىدارد ، و برخى گفتهاند كه چون وقتى صالح باشند بزرگانشان بر آنها مهربانى و عطوفت مىنمايند . و برخى گفتهاند كه مراد از « صلاح » به جا آوردن وظايفى است كه به خاطر نكاح برگردن شخص مىآيد . يعنى حقوق زناشويى را كاملا رعايت مىكند . و تمام اين اقوال خالى از اشكال نيست ، چون دو دليل اوّل موجب تخصيص ( به صالحين ) نمىشود و نظر سوّم نيز خلاف ظاهر است . بهتر آن است كه گفته شود : اين قيد براى « تشويق مردم به صالح بودن » است ؛ چون اگر آنان بدانند كه اگر صالح شوند ، كسانى براى ازدواج با آنها اقدام خواهند كرد ، بر صالح شدن راغب مىشوند يا ( بهتر است گفته شود ) ؛ حتّى فاسق اگر ازدواج كند ، به وسيلهء حلال از حرام بىنياز و صالح مىگردد . « 1 » احكام فقهى مستفاد : « إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ » ؛ « قضيّه مهمله در قوّت جزئيّه مىباشد يعنى گاهى در صورتى كه فقير باشند خداوند از فضل خويش بىنياز مىكند نه آنكه هر كس كه فقير بود ، ازدواج كرد خداوند آنان را غنى مىسازد تا اين سؤال بازنيايد كه اگر وقتى غنى هم باشد نكاح او را فقير مىسازد ( چون عكس موجبه جزئيّه ، موجبه كليّه مىباشد ) . 1 - بيان شده است امر در اينجا جهت وجوب مىباشد . از اينرو داود گفته است : ازدواج واجب است بر كسى كه توان دارد « حرّه » را بگيرد و اگر توان گرفتن حرّه را ندارد ، پس « امه » يا كنيز را بگيرد . چون ازدواج واجب است و بىازدواج نباشد و گفته
--> ( 1 ) . عطف صالحان به جاى ايّامى بينونت را مىسازند مقصود شايستگان و رسيدگان به حدّ ازدواج مىباشد . ( مترجم )