المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

495

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

ترادف نبوده باشد ، « وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ » ؛ يعنى « در تناول محرّمات از طرح‌ها و نقشه‌هاى شيطانى پيروى مكنيد » و در آيه دلالتى است بر مباح بودن خوردن هر چيزى كه مباح بودن آن معلوم گشته است . گفته شده است : در اين آيه دلالتى است بر مباح بودن خوردن هر ميوه‌اى كه انسان از آن ، مرور مىكند ، بدون آنكه از اوّل قصد آن را كرده باشد ، و چيزى با خود حمل ننمايد و كراهت مالك نيز معلوم نشده باشد . ولى در اين قول ، نظر و ايرادى است كه مباح بودن آن معلوم شده باشد ، نه هر چيزى كه هنوز مباح بودن آن معلوم نشده است و اگر اين آيه دليل مباح بودن مذكورات بوده باشد ، مصادره به مطلوب مىگردد . اگر گفته شود كه از طريق بيان ، از سوى پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و ائمّه هدى ( عليهم السّلام ) ، مباح بودن آن معلوم شده است ، در پاسخ مىگوييم : اولى اين است كه خوردن ميوه با شرايط فوق جايز نشده باشد ، يكى به دليل حرمت مال مسلمان ، مگر از روى طيب نفس او و در اينجا طيب نفس او معلوم نشده است « 1 » و آنچه از اخبار وارد شده است كه جواز خوردن مال مسلمان است ، نمىتواند معارض اين اصل بوده باشد و سبب نزول آيه اين بود : جمعى بر خودشان ، چيزهايى از لذائذ مباحات را حرام كرده بودند . به اين ترتيب خداوند متعال آنها را حرام اعلام نمود . البتّه كمى بعد در مورد حقّ مرور ، از باغات ، صحبت خواهد شد كه اجازه داده شده است در حدّ معقول خورده شود » . * * * [ 179 ] آيهء چهارم : « كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ لا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي ، فَقَدْ هَوى » ؛ « 2 » « دستور داديم از پاكيزه‌هايى آنچه بر شما روزى داده‌ايم ، بخوريد و در آن طغيان نكنيد تا مشمول غضب من نشويد و هر آن كس كه غضب من به او حلول نمايد ، پس خوار و ذليل و سقوط خواهد نمود » . « من » جهت بيان است . « طيّب » ، به معنى حلال مىباشد وجود اين كلمه در اين آيه ، دلالتى است بر مباح بودن و طلب روزى و اينكه اين طلب از روى طغيان نباشد ، يا با تجاوز به حدود شرعى در جهات تكسّب يا در حالات تكسّب به دست نيامده باشد . يا پس از آنكه مال به دست او رسيد ، از طريق پايمال نمودن حقوق فقراء و

--> ( 1 ) . المستدرك ، ج 3 ، ص 146 . ( 2 ) . سورهء طه ، آيهء 81 .