المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

608

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

كتاب‌هاى مبسوط فقهى آمده است و ما به اين اختصار بسنده مىكنيم . 30 - كتاب نذر ، عهد ، قسم اين كتاب در مورد ابحاث مختلفى است كه بحث اوّل ما پيرامون « نذر » است و در آن مورد دو آيه وجود دارد : [ 277 ] آيهء اوّل : « وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ » ؛ « 1 » « هر آنچيزى كه انفاق نموده‌ايد يا هر چيزى را كه نذر كرده‌ايد خداوند آنها را مىداند ولى ظالمان در روز جزا ياورانى ندارند » . « ما » موصوله است و آن مبتدا است و از آنجا كه معناى شرط را دارد ، پس « فاء » داخل خبر آن شده است و معنايش اين است كه : هر نفقه‌اى كه در طاعات يا معاصى خرج كرديد ، پس خداوند آن را مىداند و در برابر آن مجازات مىكند . به مقدار علمى كه دارد ، چون چيزى از پنهانكارى شما ، از خداوند فوت نمىشود و همچنين به حكم قرآن هرچيزى كه نذر كرده‌ايد ، نذرها خواه در اطاعت و خواه در معصيت ، او مىداند . ضمير در « يعلمه » به لفظ « ما » عائد مىباشد . از اين رو آن را مذكّر آورد . « وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ » ؛ يعنى : « براى كسانى كه مانع صدقات مىگردند ، يا در معاصى خرج مىكنند يا به نذر خود وفا نمىكنند ، يارانى در روز قيامت نيست » . فوايدى چند : 1 - در مورد ذكر « علم » بعد از انفاق و نذر و مرادف نمودن آن با ظلم به علّت روبه‌روى هم قرار دادن ، دلالت بر وجود « وفاى به نذر » است و اين همان مطلوب ما است . 2 - نذر گاهى مطلق است ، مانند : « بر خدا است بر ذمّهء من كه اين گونه انجام خواهم داد » . گاهى مشروط به حصول امرى است كه آن امر گاهى واجب ، گاهى مستحبّ و گاهى مباح يا انزجار از محرّم يا مكروه مىباشد . فى المثل مىگويد : « اگر فلان نياز من بر طرف شد ، پس در مقابل آن اين طاعت يا اين عمل مستحبّ مثلا دو روز را به جا خواهم آورد و خلافى در انعقاد نذر مشروط نيست ، امّا در نذر مطلق خلافى هست ولى صحيح‌تر انعقاد آن مىباشد ، به دليل آيهء شريفهء :

--> ( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 270 .