المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
606
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
« جوانان بىهمسر و شايستگان از بردگان و كنيزان خود را به ازدواج درآوريد اگر فقير بودند ، خداوند متعال از فضل خود آنان را بىنياز مىكند » . و وجه دلالت آن است اگر تملّك آنان صحيح نبود ، پس إغناء و بىنياز نمودن آنان صحيح نبود . چون تملّك صحيح است ، پس بىنياز نمودن آنها نيز صحيح است و گاهى روايت مىشود كه مسلمانى كه برده بود ، چيزى به حضور پيامبر خدا ( ص ) آورد و گفت : اين صدقه است . رسول خدا آن را نپذيرفت ، دوباره بازگشت و عرض كرد : اين هديّه است . پس رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) آن را پذيرفت . پس اگر عبد مالك چيزى نمىگرديد ، پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) آن را نمىپذيرفت » . « 1 » و شيخ طوسى از استدلال اوّلى پاسخ داده است كه : مقصود از « بىنياز نمودن » عتق و آزادى آنان مىباشد و خداوند مىخواهد با عتق آنها ، آنان را بىنياز گرداند و از استدلال دوّم پاسخ داده است : ما قبول نداريم كه مسلمان حقيقتا بنده و برده بوده باشد ، بلكه محكوم عليه ، بدون تملّك شرعى بود و اگر واقعا پذيرفته باشيم كه او عبد بوده است ، احتمال مىرود كه اين هديّه با اذن سيّد و مولايش بوده است و پيامبر خدا ( ص ) اين موضوع را دانسته و آن را پذيرفته است . ما را در پاسخ اوّل ، نظرى است ، چون اگر اين پاسخ موجّه بوده باشد توجّه ، گاه متوجّه مىگردد كه بر فرض ترويج بردگان و كنيزان با احرار و آزادگان بوده باشد كه به سبب اولاد منجرّ به عتق و آزادى گردد ، امّا اگر با امثال خودشان ازدواج كنند ، چنين آزادى متصوّر نيست . ثانيا : اگر عتق ، غنا و ثروت باشد ، پس بايد رقّ و بندگى اصولا فقر ، و نياز باشد . در اين صورت فقر عبد ، متحقّق مىشود پس حجّت مىشود و هرچند استعمال كلمهء « ان » احتمال دارد ولى امكان دارد استعمال آن در متحقّق و وجود خارجى بوده باشد ، همانند « وَ إِنْ يَكُ صادِقاً يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ » كه در متحقّق استعمال شده است . * * *
--> ( 1 ) . شيخ طوسى ، الخلاف ، ج 2 ، ص 54 .