المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
582
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
سؤال و جواب : در اينجا سؤالى پيش مىآيد و تقدير آن سؤال اين است كه چرا خداوند وصيّت را مقدّم بر اداى دين نمود با اينكه تمام فقها اتّفاق نظر دارند بر اينكه : هزينههايى از قبيل : ( تجهيز ميّت كفن ، دفن و تغسيل او از اصل تركه مىباشد . سپس پرداخت دين نيز از اصل تركه مىباشد ) ، آنگاه وصيّت و اداى آن از ثلث مال است و باز اداى دين واجب است ، خواه ميّت بر آن وصيّت كرده باشد يا نه و انجام وصيّت واجب نيست ، مگر اينكه دين او ادا شود و وصيّت زمانى انجام مىپذيرد كه به آن سفارش نموده باشد ؟ پاسخ آنست كه « او » در اينجا به معناى « الّا » است و تقدير آن اين است كه « من بعد وصيّة الّا ان يكون هنا دين » . اگر بگويى : كلمهء « او » به معناى « الّا » يا « الى » نمىشود ، مگر اينكه به فعل مضارع داخل شده باشد و در اينجا فعل مضارعى وجود ندارد ، در پاسخ مىگوييم : فعل در اينجا مقدّر است و آن عبارت از « يكون » يا « يحصل » يا « يوجد » مىباشد و اينكه چرا در اينجا مقدّر نموديم تا اينكه حمل قرآن به ركاكت پيش نيايد . اگر بگويى كه آيه در صورتى كه به اين معنى بوده باشد ، واجب است در پاسخ يكى از امور هشتگانه بوده باشد و در اينجا از آن امور خبرى نيست ؛ در پاسخ مىگوييم : اين آيه در پاسخ وجوب امر است ، چون تقدير اين گونه است « يوصيكم اللّه أعطوا اولادكم » ؛ « خداوند شما را وصيّت مىكند كه به اولاد خود بدهيد » و اين نوع تقدير بهتر از قول كسى است كه مىگويد : « او » در اينجا جهت إباحه مىباشد تا دلالت كند بر اينكه « وصيّت » و « دين » هر دو واجب است و مستحقّ تقديم بر تقسيم تركه مىباشد ، خواه مجتمع باشند يا پراكنده و متفرّق و خداوند متعال « وصيّت » را مقدّم داشت ، چون آن هم مشتبه به ميراث مىباشد . مشقّت بر ورثه است كه به اداى آن دعوت شدهاند ، آرى ، آن وجه اوّل بهتر است ، چون مطابق قاعدهء شرعيّه و مؤيّد با دليل لغوى مىباشد . فوايدى چند : 1 - اين آيه دلالت مىكند بر اينكه « وصيّت » مطلقا مشروع است ، خواه به نفع وارث بوده باشد يا ديگرى و انجام وصيّت مقدّم بر تقسيم تركه مىباشد .