المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

82

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

« هنگام عصر » نماز عصر را و « تُظْهِرُونَ » ؛ « وارد ظهر مىشويد » ، نماز ظهر را معرّفى مىنمايد . دليل و انگيزهء اينكه از صلوة ، با واژهء تسبيح « سبحان الله » نام برده شده است ، آن است كه « تسبيح » به معناى پاك و تنزيه خداوند از صفات مخلوقين است ، به دليل آن‌كه مخلوق ( خلق شده ) هرگز نمىتواند مستحقّ عبادت و ستايش باشد ؛ همان‌گونه كه خداوند از صفات مخلوقين منزّه و پاك است . همچنين به صفات كمالى كه مخلوقين هرگز نمىتوانند متصّف به آنها بشوند . متصّف مىباشد و كسى كه اين چنين باشد ، مطلق ستايش و مدح و ثناء را مستحقّ است و به همين جهت است حمد را قرين و نزديك تسبيح قرار داده و پس از جملهء « فَسُبْحانَ اللَّهِ » فرمود : « وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » ؛ « ستايش در آسمانها و زمين از آن خداست » . « عَشِيًّا » ؛ ( هنگام عصر ) را مىتوان بر معناى « فِي السَّماواتِ » عطف نمود ، ( نه بر لفظ آن ) و نصب آن بنابر ظرفيّت است ( ظرف زمان ، يعنى هنگام عصر ) و همچنين ممكن است آن را بر « حِينَ تُمْسُونَ » عطف نماييم . در اين صورت جملهء « وَ لَهُ الْحَمْدُ » ، جملهء معترضه است كه بين ( حِينَ تُصْبِحُونَ ) كه معطوف عليه است و بين « عَشِيًّا » كه معطوف است ، فاصله افكنده است . بنابر اول ( كه عشيّا عطف بر معناى « فِي السَّماواتِ » باشد ، نامگذارى نماز روز را به « حمد » به اين دليل است كه انسان در روز ، با حالات و اوضاعى روبرو مىگردد كه آن حالات ، باعث ستايش خداوند است ( مثلا از نعمت‌هاى الهى برخوردار و با عجائب خلقت ، آشنا مىگردد ) و در شب با حالات و اوضاعى روبرو مىشود كه باعث منزّه بودن خداوند مىگردد ، مانند خواب و بىحالى و غير ذالك كه خداوند از آنها منزّه و متعالى است . حسن فرموده است : سورهء روم از سوره‌هايى است كه در مكّه نازل شده است ، مگر همين آيهء مذكور ، كه در مدينه نازل گشته است . دليل اين مطلب آن است كه نمازهاى پنج‌گانه در مدينه واجب شدند و در مكّه فقط دو ركعت ، و دو ركعت نماز واجب بود ( يعنى دو ركعت صبح ، دو ركعت ظهر ، دو ركعت عصر ، دو ركعت مغرب و دو ركعت عشاء ) . هنگامى كه رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) از مكّه به مدينه هجرت نمود ، نماز سفر ثابت شد و در حال حضر هفت ركعت بر ده ركعت اضافه گرديد ،