المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

27

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

از لحاظ شرعى « مدفوع » انسان را به « غائط » نامگذارى كرده‌اند و اين نامگذارى از باب نامگذارى حالّ ، به نام محلّ است ( مدفوع حالّ است و غائط محلّ قضاى حاجت است ) . « من » در « مِنَ الْغائِطِ » براى تبيين است « جاء موضعا من الغائط » « از جايى آمده كه آنجا عبارت است از غائط ، « محل قضاى حاجت » در نزد آقاى اخفش كلمه « من » زائد است چه آنكه اخفش زائد بودن را در كلام مثبت تجويز و روا مىداند و لذا از نظر وى با زائد بودن كلمه ( من ) لازم نيست براى ( جاء ) مفعولى در تقدير گرفته شود چه آنكه ( غائط ) مىتواند براى ( جاء ) مفعول باشد . معنى چنين است : « اگر به يكى از حدثها ( بول و غائط و ريح - خروج باد ) محدث بوديد . . . كلمه « او » در آيه به معناى واو ) مىباشد ( جاء زيد او بكر - زيد آمد يا بكر آمد ) . جاء زيد و بكر - زيد آمد و بكر هم آمد . ) و اما حديث به غير سه‌تاى مذكور ( بول ، غائط ، ريح ) كه باعث وجوب تيمّم در صورت نبود آب ، مىشود مانند خواب ، مستى و هر چيزى كه باعث زوال عقل مىشود ، از غير آيه از روايات استفاده مىشود . امر چهارم : « أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ . . . » ؛ « يا با زنها ممارست نمائيد و آميزش كنيد » . آقاى كسائى ( لمستم ) بدون الف قرائت نموده است مانند فرمايش مريم ( عليها السلام ) « لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ » « هيچ كسى از بشر مرا لمس نكرده است . » و بقيه قاريان « لامستم » با الف تلاوت نموده‌اند انگيزهء قرائت بدون الف آنست كه فاعل ، بعضى اوقات به معناى ( فعل ) آمده است مانند « عاقب » « عقاب كننده » كه به معناى « عقب » « عقاب كرده است » آمده و واژه‌هاى اللمس و ملامسة ، كنايه از جماع و آميزش است . آقايان ابن عبّاس ، حسن ، مجاهد و قتاده كنايهء مذكور را قائل شده‌اند . دليل اينكه به لمس و ملامسه ، از جماع كنايه آورده شده است ، آنست كه مرد بوسيله لمس و تماسّ و مسّ بدن زن ، به آميزش و انجام عمل زناشويى ، موفقّ مىگردد و همين مطلب ( لمس به معناى جماع ) مختار علماى شيعه مىباشد . شافعى گفته است : مطلق ملاقات و برخورد « بشرهء ظاهرى پوست بدن زن و مرد » در غير محارم - مادر ، خواهر ، عمّه ، خاله ) باعث وجوب وضو مىگردد « 1 » . و مالكى

--> ( 1 ) . ألأم ، ج 1 ، ص 15 ، المحلّى 12 و 248 ، احكام القرآن جصاص ، ص 24 و 369 .