المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

19

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

3 - مؤيّد وجوب شستن آنست كه اگر « ارجلكم » به رفع لام خوانده شود معنايش اين مىشود : « أرجلكم مغسولة » پاهايتان شسته باشد . امّا اگر « أرجلكم » بجرّ لام قرائت شود به « رؤسكم » عطف نمىشود تا وجوب مسح به اثبات برسد ) و بلكه جرّ آن به سبب مجاورت و همنشينى با « برؤسكم » مىباشد نظير قول خداوند در سوره هود « عَذابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ » « 1 » « عذاب روز دردناكى » كه مجرور بودن اليم به سبب مجاورت يوم است و « يوم » به سبب اضافه مجرور شده است و نظير ديگر آيه 22 سوره واقعه « وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ وَ حُورٌ عِينٌ » ؛ « گوشت پرنده از هر نوع كه بخواهند و همسرانى از حور العين ( زنهاى بهشتى دارند ) بنابر قرائت حمزه ( يكى از قاريان ) كه حور عين را به جرّ قرائت نموده است و مجرور بودن حور عين به اين خاطر نيست كه به « لحم طير » و يا به ماقبل آن ، عطف گرديده است . به دليل آن‌كه در صورت عطف معناى آيه چنين مىشود : ( نوجوانانى جاودانى پيوسته گرداگرد آنها مىگردند و گرداگرد حورعين هم مىگردند ) در حالى كه مقصود غير از اين است يعنى حور عين ، به گرداگرد بهشتيان ، مىگردند نه آن‌كه ولدان به دور حور عين بگردند . بنابراين مجروربودن « حُورٌ عِينٌ » به سبب مجاورت با « لَحْمِ طَيْرٍ » است ، نه به خاطر عطف . دليل ديگر آنست كه قول بوجوب شستن پا ، قول اكثر امّت اسلامى مىباشد . پاسخ ما : پاسخ از استدلال اوّل آنست كه عطف ارجلكم بر وجوهكم قبيح و نارسا است چه آنكه مثل اين مىشود كه بگويد : « ضربت زيدا و عمروا و اكرمت خالدا و بكرا » « زدم زيد را و عمرو را و گرامى داشتم خالد را و بكر را » اگر « و بكرا » بر « زيدا » عطف شود معنايش اين مىشود كه بكر مورد ضربت قرار گرفته و ناگفته معلوم است كه اين عطف زشت و نارسا است و ثانيا روش علماء اهل بصره اين است : اگر در كلامى دو تا عامل موجود باشد جمله بعد بر عامل قريب و نزديك ، عطف مىگردد نه به دور ( توضيح ) در آيه مورد بحث « فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا

--> ( 1 ) . سورهء هود ، آيهء 26 .