المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
17
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
2 - حقّ آن است كه در مسح ، شروع از سمت بالاى سر ، لازم نمىباشد اوّلا : كلمهء مسح به هر مسحى ، اطلاق مىشود و ثانيا روايتى است از يكى از صادقين ( عليهما السّلام ) كه مىفرمايد در مسح باكى نيست چه از جلو سر باشد و يا از پشت سر » . « 1 » 3 - تحقّق مسح به مقدار معيّنى بستگى ندارد و نبايد آن را به سه انگشت اندازهگيرى نمود : اوّلا : به خاطر اينكه كلمهء مسح ، مطلق است و به هرگونه و هر مقدار مسح ، اطلاق مىگردد . ثانيا : به جهت فرمايش امام باقر ( ع ) كه فرمود : « هرگاه به هر اندازه از سر خود مسح نمودى و يا به هر مقدار از دو پايت ما بين كعب تا سر انگشتان مسح نمودى ، كافى خواهد بود « 2 » » . آرى به اندازه سه انگشت بهتر است . 4 - « وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ » آقايان نافع ، ابن عامر ، كسائى و حفص ، أرجلكم را به فتح لام ( منصوب ) خواندهاند و آن را بر محلّ برؤسكم ( كه با جار و رؤسكم مجرور كه محلا بعنوان مفعول منصوب است ) عطف گرفتهاند و « امسحوا » ارجلكم را نصب دادهاند . مانند گفته اهل لسان : « مررت بزيد و عمروا » عمروا بر محلّ ( بزيد ) كه بنابر مفعوليّت منصوب است ، عطف شده است . و قرى . « تنبت بالدّهنء و صبغ للآكلين » بعضيها صبغا را به نصب قرائت نمودهاند كه بنابراين قرائت ، شاهد ديگرى از قرآن براى منصوب بودن أرجلكم بدست مىآيد يعنى صبغا بر محلّ « بالدّهن » عطف مىشود و اگر « صبغ » مجرور قرائت شود شاهد مدّعاى مذكور نخواهد بود . ترجمه آيه : « درختى كه از طور سينا مىرويد و از آن روغن و نان خورش ، براى خورندگان فراهم مىگردد » . شاهد سوّم قول شاعر : « معاوى إنّنا بشر فاسجع * فلسنا بالجبال و لا الحديدا » حديدا كلمهء منصوب است به محل بالجبال عطف شده است « اى معاويه ما جماعت ، انسان هستيم پس با ما مدارا و نرمش كن ، و ما كوهها و آهنپاره نيستيم كه ستمهايت در ما اثر نكند . »
--> ( 1 ) . وسائل ج 1 باب 20 وضوء . ( 2 ) . وسائل ب 23 ج 4 باب وضوء .