المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
130
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
صفت مىآيد كه همان « سزاوار » باشد ، مانند قول عرب كه گفته است : « الاشجّ و النّاقص اعدلا بين مروان » ؛ « بنى مروان اشج و ناقص را عدول نموده » كه اعدل به معناى صفت آمده است . يا اين كه « أَحَقُّ » اسم تفضيل است بر همان معناى تفضيل يعنى مسجد تقوى از همهء مكانها براى نماز سزاوارتر است . يا آنكه مىگوييم نماز در مسجد منافقين به اعتبار اينكه زمين خالى از مسجد بودن است ، جايز است و نماز خواندن در آن فى نفسه و با قطع نظر از حالت مسجد ضراربودن آن داراى حسن است و به خاطر اينكه منافقين مىخواستند مقاصد شوم خود را در آن عملى نمايند ، داراى قبح و مفسدهاى شده است كه از حسن آن ، بيشتر مىباشد . « توضيح » بنابراين « احقّ » به همان معناى اصلى خود به كار رفته است : نماز خواندن در مسجد قبا سزاوارتر است و نماز خواندن در مسجد ضرار سزاوار است ، منتهى به اعتبار آنكه ضرار را زمين خالى از مسجد بودن در نظر بگيريم . داستان ابو عامر راهب : اسم ابى عامر ، عبد عمرو بود ، فرزند صيفى بن نعمان بن مالك بن اميّه بن ضبيعه بن زيد از پسران عمرو بن عوف در زمان جاهليّت كه آئين نصرانيّت را پذيرفته بود ، در سلك راهبان در آمده بود و لباس خشن و زبر مىپوشيد هنگامى كه پيامبر ( ص ) به مدينه هجرت كرد و مسلمانان دور او را گرفتند و كار اسلام بالا گرفت ، ابو عامر حسد ورزيد و به مبارزه عليه اسلام برخاست و حزبى از منافقين عليه پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) تشكيل داد و پس از فتح مكّه ، به سوى كفّار طائف ، گريخت و هنگامى كه اهل طائف مسلمان شدند ، به سوى شام فرار نمود و به سوى « هرقل » پادشاه روم رفت تا از او كمك بخواهد . رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) لقب « فاسق » به او داده بود . او در بين منافقين مدينه نفوذ ، داشت نامهاى براى منافقين مدينه نوشت و توصيه نمود كه آماده باشند و مسجدى را براى او مركز و كانون فعاليّتهايش بسازند و نويد داد كه نزد قيصر و پادشاه روم مىروم و با لشكرى از روم مىآيم و محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) را از مدينه بيرون مىنمايم . و منافقين مدينه انتظار آمدن او را مىكشيدند . او پيش از آنكه ، نزد پادشاه روم برود ، در سرزمينى به نام « قنسّرين » ، با مرگ مواجه شد .