المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

13

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

بعضيها گفته‌اند : در زمان پيغمبر ( ص ) دستور همين بوده است و لكن بعدها نسخ شده و از بين رفته است . اين قول ضعيف است و قابل توجّه نمىباشد . به دليل قول معصوم ( عليه السّلام ) : ( مائده از لحاظ نزول آخر قرآن است پس حلالش را حلال بدانيد و حرامش را حرام بدانيد ) حق و سزاوار آنست كه مقصود از « إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ » كسانىاند كه محدث باشند و با وضو نباشند به اين معنا كه از مطلق « كلّ قائم للصّلوة » مقيّد و در واقع ( كسانى كه محدث‌اند و نياز به وضو دارند ) اراده شده است . مسئله 3 : در جمله « فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ » ؛ « چهره‌هاى خود را بشوئيد » « فَاغْسِلُوا » صيغه امر است و امر بنابر قول اكثر علماى علم اصول ، حقيقت در وجوب است كه در علم اصول به تفصيل بررسى شده است . معناى فاغسلوا يعنى عبور دهيد آب را بر چهره‌هاتان . جمله مزبور دلالت دارد بر اينكه شستن چهره بايد مباشرتا و بوسيله خود شخص ، انجام پذيرد و همچنين مالش لازم نمىباشد در حالى كه مالك مخالفت نموده است . ( وجوه ) جمع وجه است . وجه نام چيزى است كه بوسيله آن مواجهه و روبرو شدن ، محققّ مىگردد ، و آن همان چهره مىباشد . در شستن صورت ، واجب نيست موهاى غليظ صورت ( محاسن ) را لابلايش نمود تا آب به داخل موها نفوذ كند چه آن كه شستن ظاهر موها ، كافى مىباشد و امّا موهاى خفيف و نازك را واجب است چه آنكه زير موهاى خفيف ، جزء صورت است و بايد شسته شود . . مسئله 4 : بعضيها گفته‌اند كلمهء « الى » در « وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ » به معناى « مع » است همانگونه در آيه « مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ » « 1 » « كيست ياور من با خداوند » كه « الى » به معناى « مع » آمده است . بنابراين بدون ترديد آرنج داخل در وجوب شستن است . برخى گفته‌اند « الى » به همان معناى حقيقى خود كه انتهاء را مىرساند ، به كار رفته است . بنابراين قول نيز گفته شده است كه آرنج داخل در وجوب شستن است به دليل آن‌كه غايت « آرنج » از ذى غاية ( دست ) تميّز و جدائى محسوس ، ندارد لذا دخول آرنج در وجوب شستن ، لازم خواهد بود . حقّ مطلب اين است كه ( الى ) براى إنتها است و نه اقتضاى دخول ما بعد آن « آرنج » را در ماقبل آن ( دست ) دارد و نه اقتضاى عدم دخول آن را بدليل آن‌كه در

--> ( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 52 .