المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
106
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
معنا عدول نمىكنند . بنابراين در آيه مورد بحث ، اصلا تكرارى در كار نيست ؛ چه آن كه مىگوئيم منظور از « مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ » در آيهء اوّل اين است : « هنگامى كه از خانه بيرون شدى ، در حالتى كه انتظار وحى الهى را در ارتباط با مسئلهء تغيير قبله دارى و به خاطر انجام نماز در مسجد خود به راه افتادى ، پس صورت خود را به سوى مسجد الحرام بگردان ، و همچنين يارانت در هر جايى از مدينه كه باشند » و مقصود از جملهء مذكور در آيهء دوّم اين است : هنگامى كه به سوى سفر خارج شدى و خواستى نماز بخوانى ( در حال سفر نيز ) روى به سمت مسجد الحرام ، نما و منظور از جملهء سوّم « وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ » اين است : « در هر مكانى از شهرها كه بوديد و يا بر هر حالتى كه بوديد ( حاضر يا مسافر ) به مسجد الحرام توجه نماييد » . وجه پنجم : تكرار به علت تكرار شدن علل آن است ؛ زيرا براى تغيير قبله سه علّت ذكر شده است : 1 - تعظيم رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) يعنى با تغيير قبله پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به آرزويش نائل گشت . 2 - عادت و سيرهء الهى بر آن است كه هر پيغمبر ، و ملّتى ، بايد داراى جهت و سمت معيّنى باشد كه در موقع عبادت رو به سوى آن نمايد ، تا از ملل ديگر تمايز يابد . 3 - علّت سوّم تغيير قبله آن است كه بدين وسيله حجّت و دليل مخالفين ، دفع مىشود . سرانجام هر معلولى قرين و همراه با علّت خود مىباشد و هر مدلولى همراه با دلالتكنندهء خود خواهد بود . 2 - « لِئَلَّا يَكُونَ » ؛ « شما را به توجّه به سوى كعبه دستور دادم تا مردم دليل و حجّتى ، عليه شما نداشته باشند » ؛ زيرا عربها مىگفتند پيغمبر اسلام بر دين ابراهيم ( عليه السّلام ) است و خود حضرت همچنين معتقد بود ، و قبلهء حضرت ابراهيم ( عليه السّلام ) همين كعبه بود و از يك طرف يهود در كتاب تورات خوانده بودند : « پيغمبر اسلام بعد از مدّتى نماز خواندن به سوى بيت المقدس ، به سوى كعبه نماز مىخواند » و اگر نماز خواندنتان را به سوى بيت المقدس ادامه مىداديد ، اين اشكال از ناحيهء دو طايفه يهود و نصارى بر شما وارد بود .