المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

104

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

كه سنگ « حجر الأسود » در آن قرار دارد ، قبلهء اهل عراق است و نقطهء مقابل آن ، قبلهء مسلمانان اهل مغرب مىباشد و سمت راست كعبه ، قبلهء مسلمانان اهل يمن و نقطهء مقابل آن ، قبلهء اهل شام خواهد بود . قوله « هُوَ مُوَلِّيها » ؛ « يعنى خداوند دستور داده است كه رو به آن جهت بنمايند » . و ابن عامر « هو مولّاها » ؛ يعنى « خداوند تعيين كننده آن جهت است » ، قرائت فرموده و ساير قاريان « مولّيها » را با « ياء » قرائت نموده‌اند . يعنى « هو مولّيها وجهه » ؛ « خداوند برگردانندهء صورت پيغمبر به سوى آن جهت است » . بنابراين « مولّيها » مفعول اوّل مرجع « هاء » كه همان جهت است ، مىباشد و مفعول دوّم « وجهه » است ، ( صورت آن شخص را ) و ضمير هوا راجع به اللّه است . « هُوَ مُوَلِّيها » ؛ يعنى « خداوند مولّى آن جهت است » . [ 25 ] آيهء پنجم : « وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ، وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ » ؛ « 1 » « از هر جا و شهر و ديار خارج شدى و به هر نقطه‌اى روى آوردى ، صورت خود را به هنگام نماز ، متوجّه مسجد الحرام كن و اين فرمان ، دستور حقّى است از سوى پروردگارت و خدا از آنچه انجام مىدهيد ، غافل نيست » . نظر بر اينكه دستور خداوند به رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) مبنى بر توجّه به مسجد الحرام ، به طور مطلق است و احتمال تقييد و عدم تقييد دارد ، لذا در اين آيه بيان داشته است كه توجّه به مسجد الحرام ، در هر مكان و در هر حالتى ، واجب است . « وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ » ؛ يعنى « از هر مكانى كه بيرون آمدى و مشغول نماز شدى ، صورتت را به سوى مسجد الحرام بگردان ، و ضمير در جملهء « وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ » به امر رجوع مىشود ؛ يعنى « فرمان خداوند مبنى بر اينكه به سوى مسجد الحرام رو نمايد ، حقّ است » . و آن را با جملهء إسميّه تأكيد نموده است . كلمهء « إنّ » و كلمهء « لام » در خبر إنّ « للحقّ » و توصيف آن فرمان ، به اينكه ثابت و پايدار است و تزلزلى در آن راه ندارد ، همهء اين‌ها احتمال نسخ را از ميان برمىدارد . ( منظور احتمال نسخ قبله بودن كعبه مىباشد ) .

--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 149 .