أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

62

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

اجتماع امّت مرحومه را فرض فرموده ، و از اين‌رو انوار جمعيّت اسلاميّه را كه حامى بزرگ مدنيت است ظاهرا منتشر ساخته است . از آنجا كه در نزد ارباب بصيرت و خبرت نيز مسلّم است كه در بين ملل سائره نيز حصول اتّحاد دينى علّت غايى مدنيت است لهذا از تشرّف خودمان به شرف اسلاميّت كه در دنيا و آخرت باعث سعادت و سلامت و مورث قوّت و شوكت مدنيت است به نام ملّت عرض سپاسدارى و تشكّر مىنماييم . اسامى سامى مكّة اللّه مكهء مكرّمه به دلالت كتب مقدسهء باهره چهل و پنج اسامى جليله از قرار مسطور ذيل دارد : مكّه ، بكّه ، بلد ، قريه ، ام القرى ، بلد الامين ، بلده ، صلاح ، باسه ، بساسه ، ناسه ، نساسه ، حاطمه ، راسى ، كوثى ، عرش ، عريش ، عرش ، قادس ، قادسيه ، سبوحه ، حرام ، بلد الحرام ، مسجد الحرام ، معطشه ، برّه ، رتاج ، ام رحم ، ام الرّحمه ، ام كوثى ، امينه ، ام الصّفا ، مرويّه ، ام المشاعر ، متحفه ، بلدة المرزوقه ، تهامه ، حجاز ، طيّبه ، مدينه الرّب ، عاقر ، فاران . و هشت عدد القاب جميله [ مانند : مشرّفه ، مكرّمه ، مفخّمه ، مهابه ، والده ، نادره ، جامعه ، مباركه ] دارد . به داخل حدود ميامن محدودى كه در مقالهء چهارم نموده شده مشروع نيست كه بدون احرام داخل شوند . وجوه تسميهء اسامى كعبة اللّه مكّه : نظر به تحقيق علماى لغت [ مكّهء مكرّمه ] تنها اسم [ آن ] شهر مقدّس و يا مجموع حرم محترم است ، يعنى اراضى منيفه‌اى است كه در داخل مواقيت محدوده باشد و سبب تسميهء آن وجوه عديده دارد على قول مأخوذ از معنى نقض است كه جميع آثام را نقض و فانى مىسازد و على رأى هلاك كردن آن اهل ظلم و جور را . و ديگر براى اينكه آن ارض مقدس قليل الماء است اهالى آنجا آب را به دهن خود مكيده و بيرون مىآورند