أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

56

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

باران نمىآيد و مياه جاريه هم پيدا نمىشود ؛ لهذا در ميان سكنهء آن بلدهء مباركه عادت بر اين جارى شده است كه از ساير بلاد جلب ارزاق نمايند . در فصل زمستان به يمن و در موسم تابستان به جانب شام قافله مىفرستادند ، چنان كه در سورهء جليلهء قريش نيز اشاره شده است . در ايام جاهليهء عرب ، قريشىها در حلول موسم شتا به يمن و در دخول ايام صيف به شام مىرفته‌اند . مفسّرين عظام در تفسير اين سورهء كريمه اطّلاعات و ايضاحات زياد داده‌اند . رفتن قريشىها براى جلب ارزاق به طرف شام و يمن الى عصر سعادت رسالت بوده . پس از آنكه حجّاج مسلمين به نيت اداى فريضهء حجّ [ و ايفاى لبيك عج و ثج ] روى به بيت اللّه نهادند ، اهالى مكّة [ اللّه ] نيز به دلالت و سقايت زمزم شريف و ساير خدمات توسل و تشبث نمودند و به قدر امكان امر معيشت خود را گذراندند ، ديگر محتاج آن نشدند كه براى تجارت به بلاد دور و دراز بروند . قسم اعظم اهالى موجودهء مكه معظمه از مجاورين حضرموت و يمن و هند و سند و شام و مصر و ديار غرب و بلاد روم و كردستان و ممالك سائره بوده ، يعنى غير از اشراف كرام و سادات ذوى الاحترام و ابناى بنى زبير و احفاد بنو مخزوم و اولاد بنى شيبه همه از خارج آمده و از سلالهء مجاورين اسلام هستند و به اين جهت كسانى كه ابا عن جد اهل مكهء مكرمه هستند خيلى كم مانده است . ولايت [ جليلهء ] حجاز مانند ساير ولايات دولت عليّهء عثمانيه واليگرى بزرگ بوده حق آن را دارد كه به همهء اشراف و اعراب و سايرين حكومت كند . حكومت آنجا از طرف دولت عثمانى به يكى از اشراف فخام داده مىشود و امور ملكيّه و ماليّه و متفرعات سايرهء آنها هم به يك وزيرى از مشيران عظام مرجوع مىشود . مقرّ امارت و مركز حكومت شهر شهير مكهء مفخّمه است . موقع مسع ودهء بلدهء مباركهء مكّهء مشرّفه عبارت از يك مقدّس درّه‌اى است كه در ميان سنگ‌هاى سياه و جبال متسلسله بطور طولانى و مقوّس واقع شده است ، وادى سعادت مبادى كه آن شهر مقدّس را حامل است يك مبدء و دو منتها را شامل بوده ؛ مبدء آن