أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

420

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

حراست نمود و ليكن روز چهارشنبه نوزدهم شهر شعبان 1039 در جبال اطراف اربعهء قطعهء مقدسهء حجاز به طورى باران متوالى كه با رعد و برق و صواعق اتصال داشت نازل شد كه آب باران مانند سيل عرم كثرت و ازدحام پيدا نموده به يك هجوم فوق العاده به داخل حرم شريف مسجد الحرام درآمده و در هر ساعتى از ساعات شدّت پيدا نموده دو ذرع از حذاى كليد باب معلّا جناب كعبة اللّه ارتفاع پيدا نمود . دكاكين و بيوت و مكاتب كه مصادف راه سيل بود عموما خراب شده و سنگهاى اين ابنيه و خاكهاى آنها به صولت و قوت جريان سيل مقاومت ننموده تابع سيلاب شده و به دائرهء حرم شريف داخل گرديدند . عدد نفوسى كه در مخروبهء دكاكين و مكاتب و بيوت مانده بودند قابل تخمين و حساب نبودند . چون ديوارهاى بيت معظم قابل سقوط و انهدام بودند روز دوم دخول سيل به حرم شريف كه روز يازدهم شعبان بود پس از نماز عصر ديوارهاى ركن شامى و ركن عراقى يك دفعه فرو ريختند و به واسطهء صدايى كه ازين خرابى و انهدام حاصل شد و از تأثير صداهاى مخوف رعود و صواعق عموم اهالى مكه دچار خوف و هراس شده و برخى هم ترك حيات و زندگانى خويش كردند . اين‌گونه انهدام جدران بيت اللّه اهالى مكه را به قسمى به حيرت و دهشت انداخته بود كه در واقع آن روز براى سكنهء بيت اللّه از روز قيامت نشانه و علامتى معدود مىگرديد . نسوان و رجال حائر و حائم پريشان گرديده و خود نمىدانستند كه به چه بلايى مبتلا شده‌اند . نه مادر فرزند خود را تجسّس مىكرد و نه پسر پدر و مادر خويش را جستجو و تعاقب مىنمود . آبها سه روز پس از انقطاع سيل در داخل مسجد الحرام مانده و روز چهارم كه راههاى ممر سيل باز شد آبهايى كه در داخل بيت عزّت متراكم شده بود خارج شده و رفت و از سنگها و خاكهايى كه به واسطهء سيلاب آمده بود در داخل حرم محترم به ارتفاع يك آدم تپه‌هاى كوچك كوچك به يادگار ماند . شريف مسعود بن ادريس كه در آن تاريخ امير مكّهء مكرّمه بود در داخل حرم محترم با جمهور اشراف و سكّان بلد اللّه عقد انجمن مشاورت كرده و به طور مقرر قناديل طلا و