أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

389

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

رومانوس قيصر روم به خيال اينكه كافهء بلاد و ممالك اسلاميّه را استيلا نموده و ملّت نجيبهء موحده را از روى زمين رفع و افنا نمايد يك قوهء كافيهء عسكريه جمع و تجهيز نموده بود . چون اين خبر مضر به مداين اسلاميه منتشر شد ، ملوك موحّدين پريشان و مضطرب شده تهيهء اسباب مدافعه نموده و هريك به قدرى كه مىتوانست لشكر تدارك نموده و منتظر ورود سپاه اعدا شدند . در اين هنگام الب ارسلان نيز كه در اصفهان بود لشكر قليلى تدارك نموده براى آنكه دشمن دين را مدافعت كند به خارج شهر درآمد و متعاقب او پيشداران لشكر روم ظاهر شده و در مقابل لشكر اصفهان ركز خيام نمودند . چون آن شب ، شب جمعه بود و لشكر روم نيز تازه وارد و خسته و مانده بودند دو طرف از عساكر خود محافظين قرار داده و كار جدال به صبح متعلق گرديد و عساكر دشمن على التّوالى وارد شده و لشكر اعدا عدّه و كثرتى پيدا نمود . چون صباح شده مسلمانان به طرف اردوى كفّار نظر كرده ديدند كه اعادى دين از عدد رمال دريا افزون بوده و جبال و صحارى از عسكر مملو شده و اردوگاه رومانوس مانند درياى عمّان موج زده تعداد و تخمين آلات و ادوات حربيه اردو خارج از حوصلهء امكان بود . الب ارسلان چون نظر به جانب اردوى كفّار افكند يقين نمود كه نمىتواند با اين سپاه معدود آن لشكر و سپاه را مقاومت و مقابله نمايد كسانى را كه مقتضى بودند جلب و احضار نموده و مجلس مشورتى منعقد ساخت كه در اين خصوص چگونه بايد رفتار حركت نمود . خلاصه و نتيجهء مذاكرات جاريه بر اين شد كه محض محافظهء ناموس ملّت محاربه كنند . بناء عليه كافهء مسلمين با يكديگر استحلال و وداع نموده به تهيه اسباب جنگ و جدال اشتغال ورزيده و اين قرار داد را به ملك العادل الب ارسلان راپورت و عرض نمودند . الب ارسلان از اين قرارداد شورى ممنون و محظوظ شده گفت كه : مادامى كه جنگ خواهيم كرد امروز روز مسعود جمعه است و خطباى موحّدين در نقاط زمين غزات