أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
381
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
پرستش مىنماييم . اين بيت معظم يك حامى با شأن و عظمتى دارد كه كسانى كه خواستهاند او را ايصال خسار و انكسار نمايند به پريشانى و اضمحلال خودشان سعى نمودهاند . ابيات آتيه نيز از جمله قصيدهاى است كه عبد اللّه بن عدى بن قيس بن عدى بن سعيد بن سهم بن عمرو بن هصيص بن كعب بن لؤى بن غالب بن فهر انشاد نموده است . يتكلّموا عن بطن مكّة انّها * كانت قديما لا يرام حريمها سائل امير الجيش عنها ما رأى * و لسوف ينبى الجاهلين عليمها ستّون الفا لم يئوبو ارضهم * بل لم يعش بعد الاياب سقيمها كانت بها عاد و جرّهم قبلهم * و اللّه من فوق العباد يقيمها [ يعنى : ] از ازمنهء قديمه نقل و روايت مىشود كه مكّهء مكرّمه در هيچ زمانى به سوء قصد احدى دچار نشده است . براى تصديق اين قول من از امير مكّه استفسار كن ، وقتى مىآيد كسانى كه اين حقيقت را نمىدانند از كسانى كه علم دارند ياد مىگيرند از شصت هزار نفر مرد كه به مكّهء مكرّمه براى جدال و فساد آمدند احدى به وطن خود معاودت ننمود . اگر كسى هم عودت كرد خود را نتوانست از پنجهء مرگ و هلاكت مستخلص دارد . قبل از اينها در اين بلدهء مقدّسه قبايل عاد و جرهم ساكن بودند . حضرت احديث آن شهر پاك را زياده از هر محّلى محترم و مؤقر داشته است . اينكه ابن زبعرى گويد « بل لم يعش بعد الاياب سقيمها » مقصودش اين است كه ابرهه نيز پس از مراجعت در صنعا هلاك گرديده است . ابو قبيس حنفى بن الاسلت بن جشم بن وائل بن زيد بن قيس بن عامر بن مرة بن مالك الادسى نيز اين قطعه را انشاد كرده است : و من صفة يوم فيل الجيوش * اذا كل ما بعثوه رزم محاجنهم تحت اقرابه * و قد شربوا نفدنا فانخرم و قد جعلوا سوطه معولا * اذا يمموه ففاه كلم قولى و ادبر ادراجه * و قد باء بالظّلم من كان ثم