أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

378

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

مرغان قرمز و سر آنها سياه و گردنهاى آنان دراز و على قول منقارهاى آنها زرد رنگ و گردنهاى سبز و وجود آنان شبيه وجود گنجشك بوده و در هريك از سنگهايى كه حامل بودند اسم كسى نوشته شده بود كه مىبايست به سبب آن سنگ هلاك شوند . عكرمهء مفسر طَيْراً أَبابِيلَ « 1 » را به عنقاى مغرب تفسير و معنى كرده است . عنقاى مغرب به قول صاحب قاموس در عصر حضرت موسى ظهور كرده است . اگر چه اول مرغى كه از آنها آفريده شد ماده بود ؛ و ليكن پس از آن يك نر و ذكورى هم از آنها خلق شده و زياد گرديدند و پس از وفات او به نجد و حجاز متفرق و منتقل شده كم كم به تعرض صبيان اشتغال نمودند به اين جهت به نفرين پيغمبر وقت كه خالد بن سنان العلبى بود گرفتار شده و به آشيانهء عدم پرواز نمودند . فى زماننا هذا روايت مىكنند كه در اطراف هند چينى مرغانى از جنس طيور ابابيل موجود بوده و حتى گاهى براى هديه به اسلامبول نيز فرستاده مىشود . اگرچه اين مرغان را بكلّى نمىتوان به طيور ابابيل تشبيه كرده شود ؛ و ليكن اگر كسى به نظر دقّت به اين پرنده‌ها نگاه كند خواهد ديد كه اين مرغان بعض آثار و نشانه‌هايى دارند كه مىتوان آنها را به مرغان ابابيل مشابه و مماثل دانست به اين جهت شخص مىتوانست معتقد شود كه اينان همان مرغان هستند كه به مرور زمان شكل و هيئت آنها متحوّل و متبدّل شده است ، زيرا كه در لون و صورت و هيئت مرغان ابابيل روايات بسيار نقل شده است و حتى عبد اللّه بن عبّاس گفته است كه مانند فيل خرطوم و مثل اسنان كلاب دندانها داشته‌اند . بعض روات هم معتقد و مدعى آنند كه عصافير و زر زرهايى كه الان در فوق باب ابارهيم هستند بقيهء همان طيور ابابيل مىباشند . و اللّه اعلم بالصّواب . از ظهور اين مرغان نه ابرهه و نه رفقاى عبد المطلب كه حلقه‌هاى باب كعبة اللّه را گرفته و عرض مناجات مىنمودند خبر داشتند . عبد المطلب بدون خيال به آسمان نظر انداخته و ديد كه طيور ابابيل بسيار بر فوق مكّهء مكرّمه مىآيند از اين معنى متعجّب شده و به رفقا خود گفت كه : اى ياران اين مرغان به طيور نجد و تهامه شباهتى ندارند البته

--> ( 1 ) . فيل / 3 .