أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
356
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
مختلط است ، آيا اين اختلاط چيست ؟ جواب : مارج آتش مركّبى است كه حاوى مواد رطوبت است و حصول شعله از اين است و چون شعله عبارت است از اشتعال هوا ، لهذا حاوى رطوبت است . سئوال : در حالتى كه جن شقى و به سعيد شياطين است در جان كه اسم جنس است چرا داخل مىشود ؟ جواب : علّت و سبب اينكه اسم جنس در آنها ابقا كرده شده است ، آن است كه برزخ ما بين ملائكه و انسان خلق شده است ؛ و ليكن جان عنصرى است و سبب تكبّر و نخوتى كه دارد همين است . اگر طبيعى [ و ] خالص مىشد چون عنصر بر او غلبه داشت متكبر نگرديده مانند ملائكه مىشد . جان : آنچنان مخلوقى است كه نشانهء آن برزخى است چون حجاب و تشكّل دارد به واسطهء لطافت آتش به ارواح نوريه مناسبتى و به طريق نيابت نيز وجهى دارد چنان كه در كلام امام ماوردى اشاره شده است از عنصر رماد است . در انسان مانند مجراى خون جريان دارد و حال آنكه انسان او را حس نتواند نمود ، اگر شارع مقدّس اعلام نمىفرمود ملامسه و وساوس شيطانى براى ما مجهول مىماند . شياطين در غير از حالت تجسم ، آنها نمىتوانند خود را بر ما بنمايند ؛ و ليكن زيادتر از جان به قوت استتار مالك مىباشند . سئوال : در ميان الفاظ جسد و جسم چه فرق است ؟ جواب : شيخ محى الدين اعرابى در باب سيصد و چهل و سيم فتوحات خود مىگويد كه ما بين جسم و جسد فرق است . جسم على العموم ديده مىشود ، چيزى كه ديده نمىشود لطيف شفاف و يا كثيف است . امّا جسد آن است كه در يقظهء ممثله به صور اجسام ظهور نمايد . بعضى هم آن است كه در صورت شبه اجسام ادراك به كسى كه خوابيده است ظهور كرده و بر او حسى بدهد ؛ مع هذا هيچيك از اينها به نفسه جسم نيست . سئوال : در حالتى كه رؤيت و مشاهده مىشود آيا جن و ملك عين همان صورتى است كه مشهود مىشود يا خير ؟