أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

346

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

نظر به روايتى كه از عبداللّه بن عباس وارد شده است اساف و نائله در ارض يمن به يكديگر تعشّق نموده ، در زمانى كه اقوام جراهمه راه ضلالت مىپيمودند براى ايفاى فريضهء حج به مكّهء مكرّمه عزيمت نموده ، روزى به درون بيت اللّه داخل شدند . چون درون فيض مشحون كعبة اللّه را خالى ديدند در آنجا جماع نموده و على قول در جوار كعبة اللّه به عمل شنيع زنا ارتكاب گردند ، به اين جهت بر حسب حكمت خداى تحجر نمودند . اهل مكّه آنان را به خارج كعبه اخراج كرده و براى اينكه عبرت بينندگان شود يعنى كسانى كه در اين خيال بودند ترهيب و تخويف شوند اساف را در ذروهء جبل صفا و نائله را در كوه مروه مركوز داشتند . پس از مدّتى سبب تحجر آنان از خاطر فراموش شده و چون در اثناى اين ضلالت عمرو بن لحى نيز زمام حكومت حجازيه را به تصرف خويش درآورده بود پس از آنكه در بين عرب الوهيّت هبل مصدّق آمد ، عمرو يكى از اساف و نائله را به مكّهء معظمه و ديگرى را به نزديك بئر زمزم يعنى ميان بيت شريف و بئر زمزم ركز نموده ، امر و اعلان فرمود كه اهالى مكّهء مكرّمه با اين دو صنم عرض پرستش و عبوديت نمايند . آن اوقات جاهليهء عرب به اساف و نائله پرستش نموده و هدايايى را كه از اطراف و حوالى وارد مىشد براى تبرّك به ميان اساف و نائله تعليق مىكردند ؛ و حتى در هنگام طواف از اساف شروع نموده و در نائله تمام نموده در ابتدا و انتهاى طواف دو سنگ مذكور را بوس و استلام مىنمودند . آيهء كريمهء إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ « 1 » براى آن نازل شده است كه در ظهور اسلام طواف در ميانهء اينان را مكروه مىديدند محض اينكه مردم بدانند كه جرح و كراهيتى در اين كار نيست اين آيهء محترمه نازل شد و روز فتح مكّهء مكرّمه اين دو صنم نيز مانند ساير اصنام كه در اطراف مكّه بودند مكسور و مضمحل گرديدند . بعضى از قريشيان و قبايلى كه از احفاد و اولاد ملكان بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضرب به سعد الصخره نام صنم كه در يورت بنى كنانه واقع بود و قبيلهء عمرو

--> ( 1 ) . بقره / 158 .