أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

319

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

بود ، قريشيان چون ديدند بىدست است دستى از طلا ساخته و بر او قرار دادند . هبل براى حفظ و گذاشتن هداياى خود خزينه داشت و براى تفأّل نيز هفت عدد قدح را مالك بود . كسانى كه مىخواستند در حضور او تفأّل كنند تا يكصد نفر شتر نذر نمىكردند نمىتوانستند . انتهى . مدّتى بعد همين هبل را كه عمرو آورده و معبوديّت او را در ميان اعراب شايع و منتشر ساخته و آنان را به توقير و احترام آن بازداشت ، در ميان اعراب به الوهيّت آن اعتقاد كامل حاصل آمده صبح و مسابه آن صنم منحوس پرستش نموده و اين هبل را كه از سنگ ساخته شده بود به حضرت خالق الاملاك - تنزّهت ذاته عن الشّرك و الادراك - شريك قرار داده و كافر شدند . اگرچه مشركين عرب به طور مشروح سالك طريق كفر شدند ؛ ولى در ميان آنها بعضى هم بود كه پيرو دين جليل خليل و در آن راه ثابت و مستمر بودند . اينان بيت اللّه را تعظيم و طواف و حج نموده و قربانى و عمره كرده همه شرايط حج را به‌جاى مىآوردند و به آثار ابراهيم و اسماعيل - عليهما السلام - اقتفا و تبعيّت مىكردند . عمرو بن لحى كه قبايل اعراب را به بت‌پرستى دعوت كرد هزار سال و على قول ( 325 ) سال قبل از هجرت نبوى بوده است . در ظرف اندك مدّتى همهء سكّان قطعهء حجاز معتقد به اين شدند كه اولاد اسماعيل بعض اصنام از اشجار و احجار ساخته و آنان را پرستش و عبوديّت مىكنند . بناء عليه هريك از قبايل و افراد اينها كه به خارج ميقات كعبة اللّه مىآمدند به نيّت تعظيم بيت اللّه چنان كه در آتى بيان خواهد گرديد سنگى از مسجد الحرام اخذ نموده و به منازلى كه وارد مىشدند گذاشته و آن سنگ را مانند كعبه طواف و زيارت مىكردند . به تدريج سبب تعظيم احجار نيز فراموش كرده شده ، دين خليل به بت پرستى تبديل و عبادت خالق العباد به پرستش اصنام تحويل نمود . بعدها بقيّه كسانى كه تبديل دين كرده بودند و همه آنانى هم كه به آنها تابع بودند طورى به تعظيم سنگهاى مسجد الحرام اهميت دادند كه امم سالفهء ضاله بت‌پرستى را به آن درجه نرسانيده بودند .